{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مافیای من

مافیای من
پارت13
ویو ا/ت
جیمین رفشتش که یهو تهیونگ گفت: ا/ت
ا/ت: بل
تهیونگ: بریم ماهم یکم بیرون
ا/ت: اوممممم اره بریم
رفتم حاضر شدم (میزارم)
دیدم تهیونگم امادس رفتیم داشتیم قدم میزدیم
ویوجیمین
رفتم چون میخاستم سوهو رو ببینم
جفتمون قرار شد تنها بیایم
رسیدم جایی که قرار گذاشته بودیم
دیدم سوهو هم انجاس
رفتم پیشش
سوهو: بلخره اومدی
جیمین: بگو چیکارم داشتی
سوهو: میخاستم یه قرار داد ببندیم
جیمین: چه قرار دادی
سوهو: این توریه که تو به من اسلحه میدی من اعضای باندتو بیشتر میکنم
جیمین: قبول نمیکم
سوهو: پس دیگه کاریت ندارم بهتره بمیری
که یهو یه. چاقو دراورد خاستم منو با چاقو بزنه که من دستشو گرفتم پرتش کردم زمینو برگشتم خونه
دیدم ا/ت تهیونگ نیستن زنگ زدم تهیونگ
مکالمه ی تهیونگ با جیمین
تهیونگ: سلام
جیمین: سلام کجایید
تهیونگ: منو ا/ت رفتیم بیرون الان داریم برمیگردیم
جیمین: باشه
تهیونگ: کاری نداری
جیمین: نه خدافظ
پایان مکالمه....
بچه ها اگه دیر به دیر پارتارو میزار بدونید خیلی گشادم
دیدگاه ها (۱۳)

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

My Boy❄

(دلداده)ا/ت: یه بویی میاد سوا:.......ا/ت: غذاممممممممم بغل ک...

آواز عشق♣️part2♣️ا/ت ویو رفتم پایین و سوار ماشین هانا شدم و ...

دختر تنها________________________________ ویو ا/ت: داشتم با ...

چند پارتیــــــــ🖤✈️🖤ــــــــوقتی که مجبوره بره سفر کاریــــ...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت³ویو ا/تمامان ا/ت: سلام دخ...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 3 | دوباره، تو و مناز آن روز، جیمین کمی متفاوت شد...

مافیای من

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط