|•عشق و قمار💔🙂•|

|•عشق و قمار💔🙂•|

#PART_33
#طاها
بخاطر رها از خونه مامانم زدیم بیرون و بردمش ی بستی خوردو برگشتیم خونه...
رها:من گرسنمه
طاها:ببین چی تو یخچال داریم
رها:تو نمیخوری؟
طاها:نه
رها:باوشه
یکم غذا خوردو اومدش پیشم
طاها:سیر شدی؟
رها:ارع خبه
طاها:خب چیکار کنیم؟؟
رها:فیلم داری؟
طاها:اره چطورفیلمی؟ صحنه دار خوبه!؟
رها:خاک برسرت با این فیلمات عاشقانه بزار
طاها:اوکی یکم از فیلم گذشتش که دیدم رها داره گریه میکنه
طاها:عشقم چیشده؟!
رها:پسره بش گفت زندگیم دیدی[باگریع]
طاها:رهااا انگار چی گفته خب اصلا ممم بت میگم زندگیم دارو ندارم همع کسم گریه داره ؟ :|
رها:هاع نه این برا بار اول بودش
طاها:قانعه شدم😑
رها:بسه اه قطش کن بی صاحابو وگرنه تا صب اشک میریزم
طاها:باشع اما بی صاحاب نیس
رها:باوشه
طاها:میگم نمیخای به همسرت حال بدی؟...
رها:نه نمیخام طاها نکنیا
طاها:چرا میخام ببینم چی داری؟!
رها:طاها میترسم نکن دیگه
طاها:عبی نداره اولش همه همینن باشع؟!
رها:قول میدی درد نگیره؟
طاها:به تو بستگی داره🙄
دیگه خیلی حرف زدی سریع لباشو شکار کردمو مک میزدم انقدر مک زدم که یکم خون تو دهنم اومدش...

•ادامه دارد💦🤍•
•انرژی کامنت💜🌸•

saghar🥰🥰
دیدگاه ها (۲۹)

#part20#طاهاآیدا زل زد تو چشمام و گفتآیدا: طاها خیلی نگرانت ...

#part1۳#رهااشکامو پاک کردم و بلند شدم برم که آنا رو دیدم.آنا...

#خان_زاده #پارت_۱۸

#part_42#رهااز ایسگاه مترو اومدم بیرون و پیاده به سمت خونه ر...

🎀💕•عشق لجباز•💕🎀#part_29#مبین شکیب داش خودتم کبودی هاشکیب سری...

گوشیم زنگ خوردالو بفرماییدالو سلام خانوم محمدی؟ نخیر اشتباه ...

پارت ۱۲۱ ☆جاذبه ی چشمات ♡ .....از زبون پرهام ....بیتا :نه چی...

3فصل دومهه سو: چشمممم(ذوق) از پله ها رفتم بالا و رفتم تو اتا...

^فیک جونگکوک^(پارت۵)

آن طرف دریاچه : p5 s2

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط