بچه که بودم، خیال می‌کردم همه چیز مال من است. دنیا را آفر

بچه که بودم، خیال می‌کردم همه چیز مال من است. دنیا را آفریده‌اند که من سرگرم باشم. آسمان، زمین، پدر، مادر، درخت‌ها، اسب‌ها، کالسکه‌ها و حتی آن گنجشک‌ها برای سرگرمیِ من به وجود آمده‌اند.
بعدها یکی‌یکی همه را ازم گرفتند.

#عباس_معروفی
#سال_بلوا
#کتاب_خوب
دیدگاه ها (۴)

Twenty four

Part ⁹اسلاید 2 : استایل جونگکوک اسلاید 3 : استایل تهیونگ ویو...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۲

پارت: 4 (بخش1) **زاویه دید: زین**نورِ آبی‌رنگ و زننده‌ی صفحه...

بزرگی به شناخت‌ و‌ معرفت به خدا و امام زمان عجش-هید رضا پناه...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②④_بخش اول_ من از تو شروع میشومو...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹²ویو تهونگ___عصر بود، و...

رمان اسیر خان پارت اول ۱

Custom bride part : 4

#My_deity#part1☆ویو پسرِ خدا☆ لنگان لنگان به سمت جنگل رفتم د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط