وقتی به جای کلاغ در بازی کودکانه گفتم :

وقتی به جای کلاغ در بازی کودکانه گفتم :
مامان پر ...!
خندیدی و گفتی : من که پر ندارم !
بزرگتر که شدم فهمیدم ، تو هم پر داشتی ...
.
.
.
#بخوان_شعر_سخن_ناب
دیدگاه ها (۲۳)

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part55صدای جیغ و دادای مامان میومدمامان:نفسسس...

😂👕 یک دعوای همیشگی بین مامان‌ها و مردها!👩🏻 مامان: «این همه ل...

وقتی ازم برای اولین بار پرسیدن قهرمان زندگیت کیه؟بدون مکث اس...

من وقتی مادر شدم، تازه فهمیدم مادرم برای ما چه کرد…تازه فهمی...

تک پارتی نیما تکیدو وقتی

My dady پارت⑨تهیونگ: خب خب؟! لی گیهو:قـ...قربان.... تهیونگ: ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 224♡⁠。⁠)⁩دستم ر...

P³¹The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

خب...بر خلاف روز های دیگه خالتون امروز سرحال نیست..امروز با ...

برده عمارت جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط