#ابنبات_تلخ

#ابنبات_تلخ
PaRt:۲۳
. . _____ . .

تهیونگ:هرزه ی جدید کجاست
اجوما : خبر ندارم ارباب اخرین باز گفتن میرن تو باغ
تهیونگ:پوففف وای به حالتون اگه از عمارت رفته باشه «میره تو اتاق لینا»
لینا:خودشو میزنه به خواب
تهیونگ:میدونه لینا از اینکه کسی دستشو بکشه رو موهاش متنفره برای همین دستشو میزاره رو موهای لینا
لینا:دستشو مشت میکنه از حرص
تهیونگ:توله حالا خودتو واسه من میزنی بخواب«صدای بلند»
لینا:از صدای تهیونگ میترسه سرشو فشار میده تو بالشت : تورو جون یونا داد نزن
تهیونگ:یونا کدوم خریه
لینا:ها
تهیونگ:خفه شو
لینا:باشه
تهیونگ:موهای لینا رو تو دستش میگیره میکشه : ی سری دیگه خودتو واس من به خواب بزنیا من میدونم با تو
لینا:باشه باشه اخخخ ولش کنننن
تهیونگ:محکم تر میکشه : چی
لینا:اخخخخ چشم چشم
تهیونگ:ول میکنه : اوهوم افرین

از دید تهیونگ :
با گفتن اسم یونا چه بخواب زدن خودش حسابی عصبی شده بودم...
رفتم طبقه پایین و نمیدونم چند لیوان بزرگ مشروب خوردم و رفتم سمت اتاق لینا
از دید لینا :
دیدم با حالتی که انگار حالش خوب نیست اومد تو اتاق و سرشو اورد جلو صورتم و....

ادامه دارد...
. . ___ . .
دیدگاه ها (۰)

《نوری در دنیای مرده ها》پارت ⁸ویو تهیونگ لعنت به خودم (پسرم ا...

پارت ۴۴ آن شب تهیونگ با چند تا از دوست‌هاش بیرون رفته بود.قر...

### پارت ۵: طوفان در اتاق کارسرمای اتاق کار جونگ‌کوک، با ورو...

چند پارتی (درخواستی)

سناریو درخواستی

p2☆فاجعه ای به نام ما☆ویو لونارفتم که اماده بشم اون دوتا اسک...

Iove and the moonPart411 ماه بعد یونا: رومی امده شدی بیا که ...

╭─── 🩸🌹 ───╮رزهای خونینپارت پانزدهمیونا با دست‌های لرزون به ...

Iove and the moonPart38هنوز حرفم کامل نشده بود که بلندم کرد...

پارت ۱۰..خب مصلا جشن تموم شد و همه رفتن....اینجا قراره اتفاق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط