{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۴

پارت ۴


ویو ا.ت


چند لحظه سرش رو انداخت پایین
سکوت آزار دهنده ای اتاق رو گرفته بود
داشتم با انگشتام بازی میکردم
استرس داشتم اما نمیدونستم چرا

دست گرم جیهوپ آروم روی دستای سردم نشست
لحظه ای لرزیدم

گلوش رو صاف کرد و شروع به حرف زدن کرد

جیهوپ : رفتار دیبشم بد بود ، اینو خودم میدونم و نمی‌خوام انکارش کنم ، دیشب اینقدر خستم بود که متوجه نشدم یه نفر داخل خونه منتظر و دلتنگمه و حتی برام شام درست کرده
داخل این دو هفته دلم برات تنگ شده بود اونم خیلی ، جوریکه پسرا دستم مینداختن ، حتی میتونی ازشون بپرسی ،‌ اما دیشب اینقدر خسته بودم که به هیچ چیز فکر نمی‌کردم و فقط منتظر بودم برسم خونه تا بتونم استراحت کنم
خودت میدونی که چقدر کنسرت ها باعث خستگیم میشه و بدتر از اون پرواز های طولانی مدت .


چند لحظه نگاهش کردم و دوباره سرم رو پایین انداختم

ا.ت : خ خب تو گفتی حرفام و کارام برات مهم نیست ( آروم )

نفس عمیقی کشید و خودش رو بهم نزدیک کرد

جیهوپ : واقعا اون حرفای چرت منو ، باور کردی ؟

چیزی نگفتم و فقط سرم رو آروم تکون دادم

آهی کشید
جیهوپ : ا.ت تو تمام وجود منی ، زندگیمی ، دلیلی هستی که تلاش میکنم و امیدم تویی ، من دیشب خسته بودم و از سر نادونی یه حرفی زدم وگرنه برام مهمه که چی میگی ، چکار می‌کنی ، چی میخوری ، کی میخوابی ، خوشحالی یا ناراحت ، خوبی یا بد
تک تک اینا برام مهمه چون به تو و حال تو مربوط میشه

چیزی نگفتم اما ته دلم خوشحالیه کوچیکی جرقه زد

جیهوپ : میشه ببخشیم ؟

چند لحظه چیزی نگفتم اما بعدش ، گفتم : هوم

همون لحظه جیهوپ لبه ی تخت نشست و محکم بغلم کرد

با یه دستش کمرم رو گرفته بود و با دستی دیگه موهام رو نوازش میکرد
جیهوپ : دلم برای خودت و بغلات تنگ شده بود
ا.ت : منم ( آروم )
جیهوپ : قول میدم هیچ وقت باعث ناراحتیت نشم و مهم تر از همه اینکه داخل ذوقت نزنم

جیهوپ : راستی قرار بود برام تعریف کنی خودت و یوجین رفته بودید بیرون و چی شد

ا.ت : اوه تعریفش کنم ؟

جیهوپ : حتما عزیزم

لبخند بزرگی زدم و شروع به حرف زدن کردم



وقتی ذوقی که برای انجام دادن کاری داری کور بشه ، دیگه اشتیاقی برای انجام دادنش نداری
اما اگه آدم درستی کنارت باشه ، باعث میشه حتی بیشتر قبل به انجام دادن اون کار امیدوار بشی .


پایان .
دیدگاه ها (۶۷)

پارت ۱ ویو ا.ت صدای خنده داخل فضا پیچیده بودهر کسی چیزی می‌گ...

بانو حمایت شه https://wisgoon.com/lpd2013

پارت ۳ ویو ا.ت با حس سرمای شدیدی از خواب بلند شدم چند لحظه ط...

پارت ۲ ویو ا.ت با ذوق سمت در رفتم و بازش کردم .هوسوک رو دیدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط