عزیزترین دشمن

-اوکی اوکی نترسین هیچکدوم از اعضای بونتن پشت در نبودن..💔😂

ادامه بخش دوم
~~~~~~~~~~~~
ویو مینهوا

در رو باز کردم و به‌بهههه! پسر خاله ژونم تاکه میچییییی! ولی مگه اون خارج از توکیو نبودد؟

-تا..تاکه میچی..؟
تاکه: اهم .. سلاممم..

تاکه خیلی هیجان زده بود، اولین بارش بود که اینجوری دلقک بازی در میورد

-چته تاکه؟
تاکه: یوهاها.. تولدت مبارککککک!

تاکه جلوم زانو زد و یاماگیشی و آککون و هینا از پشتش پریدن جلو.. هرکدوم یه کادو کوچولو دستشون بود
پشمام ریخته بود..ها؟ینی چی؟این‌چیه؟تولدمه؟ تولدمه و خودم خبر نداشتم؟

-ینی چی بچه‌ها..تولدمه و خبر نداشتم؟مگه امروز چندمشه؟ ۸آگوسته؟
همه: بلههه ..تولدت مبارککککک
هینا: مینهوا-چاان من برات یه چیز خیلی قشنگ گرفتمممم
آککون: هه‌هه... منم برات یه چیز گوگولی گرفتمممم
یاماگیشی: کادو هیچکدومتون به پای من نمیرسههه
- دایره‌المعارف خلافکارا فکر می‌کنه کادو خودش از همه بهتره.. بزا ببینم کادو تاکه چیه
تاکه: یوهاها.. با یه موتور چطوری؟

و به عقب اشاره کرد
وقتی گفت موتور سرجام خشکم زد و به آرومی چشمانم را به سمت موتور کشوندم

-ه-ها؟ موتور..؟
هینا: مینهوا-چاان.. موتور خیلی دوست داارییی؟
تاکه: مینهوا-سان موتور دوست نداره، عاشقشه

تاکه به‌من نگاه کرد و گفت

تاکه: از بچگی آرزوی یه موتور رو داشت..

و لبخند زد
نگاهش کردم، آروم لبخند زدم..

-ممنونم.. تاکه... ممنونم....
هینا: حالا کادوی مننن.. من یه گربه برات گرفتمممم
-گربه؟

به هینا نگاه کردم
هینا یه گربه کوچولوی سفید رو به سمتم گرفت
گربه رو ازش گرفتم

-چه‌خوشگله..

گربه رو ناز‌کردم

-اسمش رو میارم چیبی...(چیبی به معنای کوچولو در زبان ژاپنیه)
هینا: چیبیییی.. عالیههه
آککون: نوبت به من میرسههه.. با یه گیتار برقی چطوری؟

پشمام ریخت

-هااا؟گیتار برقییی؟

بالا پایین پریدم

-بلدمممم.. بلدم گیتار بزنممم

گیتار رو از آککون گرفتم. نگاهش کردم و دستم‌ رو روش کشیدم..

یاماگیشی: بابا ول کنین اونارو.. با مال من حال کنید..

و یه ... چی؟ها؟ پی اس؟واقعا یاماگیشی؟

-حالا چند هس؟
یامی: پنجججج
-پنجج؟

پی اس رو ازش گرفتم..وااووو

-ممنونم دایره‌المعارف خلافکارا..حالا بیاین تووو

کنار کشیدم و بچه‌ها رو وارد کردم..
--------------------------------------------------------

-به به.. حال کردین؟😂🫡
-بچه هاا.. امروز رفته بودم کلاس خانوم ریاضی ولم نمیکرد😐😐💔 هیچی هم بلد نبودم😂😂
-تا فردا خودافیظظظظظ

--------------------------------------------------------

@bonten.akashii
دیدگاه ها (۷)

تکپارتی نامجون کریسمس داشتم برای شب کریسمس آماده میشدم که جش...

ادامه سناریو اگه براشون روز مرد کادو بخریم : ران : ات : رااا...

Iove and the moonPart35همین طور همراه با رومی درحال قدم زدن ...

عزیزترین دشمنادامه‌زمان حالمینهوا بزور تونست بخوابه.فردا صبح...

وقتی ده سال ازت بزرگتره(علامت ا/ت+ علامت مینهو-) #درخواستی #...

پارت ²گرفتم خشک کردم موهامو یونگی هم همین طور یه لباس باز پ...

{پارت 1 نقاب نفرین شده}

پارت۴۰ :پشت بانداژ هر چی بیشتر از لحظه تحویل سال می‌گذشت جمع...

پسری با باندانای قرمز پارت ²⁰ ( آخر )

پارت 12................

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط