{پارت 1 نقاب نفرین شده}

شما برای کار آموزی قبول شدید لطفا واسه آگاهی کامل فردا به کمپانی تشریف بیاورید🖤

سوآ: بازم مثل همیشه مثل یه خواب بود، رفتم حموم یه دوش گرفتم و رفتم تو سالن رو کاناپه دراز کشیدم داشتم به بدبختی هام فکر میکردم که یهو مینهوا شروع کرد به قلقلک دادنم خیلی دوست خوبیه از وقتی که اومدم به کره اون بهترین دوستم شد و نذاشت تنها بمونم🙂( ♡ علامت سوآ ☆ علامت مینهوا)

☆: یه سوپرایز برات دارم اونی😘 ♡: چی هست حالا؟ نکنه واسم پودر امیدبخش خریدی؟! چون الان تو زندگی بیشتر از هرچیزی امید نیاز دارم😐 ☆: حدست کم و بیش درست بود ولی اول چشماتو ببند تا نشونت بدم😉 ♡: باشع😐 ☆: تادا اینم یه میکروفون ورژن جیهوپ یا همون امیدمون ♡: مینهوا این.... این خیلی فوق العاده هست خیلی ممنونم واقعا ممنونم😍 ☆: اینو نخریدم که ازم تشکر کنی ♡: منظورت چیه؟ ☆: خودت خوب میدونی منظورم چیه😑 ♡: ولی مینهوا من بار ها تلاش کردم بخاطر خانوادم و مشهور بودن پدرم کم حرف نمیزنن پشت سرم من نمیتونم یه آیدل بشم این برای من و امثال من غیر ممکنه اونجوری همه فکر میکنن با پول وارد کیپاپ شدم😞 ☆: یااااا تو فوق العاده هستی تو یه آرمی هستی و این یعنی بهتر از هرکسی میدونی بی تی اس الکی به نقطه ای که الان هست نرسیده باید سختی بکشی و تلاش کنی و نا امید نشی تا به هدفت برسی ♡: ولی من اصلا از شرایط روحی تو وضعیت مناسبی نیستم شبا با قرص خوابم میبره چطور ممکنه کسی مثل من آیدل بشه؟ ☆: ببین با من بحث نکن به جایی نمیرسی اگه میخوای این میکروفون رو بهت بدم باید قول بدی ازمون بدی😑 ♡: باش حالا میکروفون رو بهم بده😑 ☆: منم باور کردم وقتی رفتیم برای آزمون تو کمپانی بهت میدم حالا گمشو یه ایمیل به بیگ هیت بده تا اسمتو واسه آزمون بنویسن😐 ♡: یاااا لی مینهوا یاااااا با تو هستما یاااا😑
☆: ماکارون هایی که خریدم کو؟! یا کیم سوآ!!!! ♡: چیه خب تموم شدن😐 ☆: بزغاله من دوتاشو بیشتر نخوردم که بقیش کوووو؟ ♡: چیع خب گشنم بود یخچالم انگار دزد زده بود تا اینکع چشمم به کمد بالای یخچال افتاد نمیدونستم ماکارون ها مال توعه خب باید چیکار میکردم ☆: هی کیم سوآ با خودت چه فکری کردی که ماکارون های منو خوردی هان؟؟؟؟؟ ♡: یا مینهوا داری از حدت میگذریا😑 ☆: عههههه اگه دستم بهت برسه ♡: عه نه نه نهههههه

سوآ:مینهوا داشت تو خیابون دنبالم میکرد که یهو تو راه محکم خوردم به یه پسر و پخش زمین شدم دستشو سمتم دراز کرد دستشو گرفتم و تا اومدم پاشم یهو پام تیر کشید و افتادم زمین پسره هم باهام افتاد زمین و باهم پخش زمین شدیم وقتی نگاش کردم باورم نمیشد اون........

تا پارت بعد بای😉💜
برای پارت بعد ۲۵ تا لایک داشته باشه میزارم😉💜
دیدگاه ها (۰)

روباه کوچولوی من پارت چهارده꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚@ویو چویا از اون...

دو پارتی هیونجین ات:امروز هم مثل همیشه نور خورشید از پنجره ب...

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

#دو پارتی از هیونجین . درخواستی موضوع: (وقتی توی کمپانی باها...

یونگی ویو اومدم نشستم دیدم اون دختره ا/ت با دهن باز بهم خیره...

LESSON

پارت سوم: قفسِ آهنیکلاس هنوز آروم بود که یهو صدایِ باز شدنِ ...

پارت ۴#تو راز شب های منیروز بعد، سوآ و جی‌هون توی کلاس منتظر...

𝑾𝒊𝒍𝒅 𝑳𝒊𝒍𝒚୨ৎلیــلــیوم وحــشیپشت دیوار های سنگی عمارت،دختری ز...

#سناریو #چانگبین ،وقتی میخوای بشینی رو پاهاش و یهو اشتباه می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط