من هیچوقت بلد نبودم جوری رفتار کنم که هر روز بیشتر دوستم

من هیچوقت بلد نبودم جوری رفتار کنم که هر روز بیشتر دوستم داشته باشی. بلد نبودم دلتنگی ام را قایم کنم پشتِ نقابِ بی تفاوتی. هیچ وقت نشد بگویی دوستت دارم و من در جوابت فقط بگویم: مرسی! همیشه‌ی خدا موقعِ دیدنت برقِ خوشحالی در چشم هایم حالِ دلم را فریاد میزد. انگار دستِ دلم برای تو رو شده بود! من همیشه میترسیدم از نداشتنِ تو، میترسیدم از اینکه یک روزی نباشی و من بدونِ تو زندگی کردن را یاد بگیرم. قبول! من خیلی چیزها را بلد نبودم اما دوست داشتنت را که خوب بلد بودم، نبودم؟!
دیدگاه ها (۹)

اگه مردم ناراحت نشید ارزوی خودم بود زودتر از همه بمیرم دوستت...

part:5{این رمان درخواستی است و به گفته خود فالور نوع نوشتار ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش سوم_"سه دور""چی؟""چهار دو...

ستاره ی من (پارت۶) (فالو:فالو)

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : thirteenبه سرعت برق باد می‌دویدم...

پروانه جان

چند پارتی (درخواستی)

جئون جانگ کوک فرشته ی آرمی هاگلدن مکنه کیوتی عشق من روزت مبا...

پاییز اومد.. مرتضی پاشایی.عکس ملکه خوب ها

آخرین باری که باهات خداحافظی کردم بهت گفتم که قول بده زود زو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط