...

...
من که حیران توام وقتی تبسم می‌‌کنی
رعشه بر جان می‌زنی در دل تلاطم می‌کنی

تازگیها می‌نشینم پای حرف چشم تو
نرم نرمک شعر باران را ترنم می‌کنی

اتفاقاً بیشتر حرف تو را می‌زد دلم
خاطراتی را که در باران تبسم ‌می‌کنی

با خلوص چشمهایت صحبت از اشراقها
از سماع ساقه‌های سبز گندم می‌کنی

#سیدحکیم_بینش
#گل #شاهپسند
#حیران #تبسم #رعشه #جان #دل #تلاطم #تازگی #حرف #چشم #نرم #نرمک #شهر #باران #ترنم #اتفاقا #حرف #دلم #خاطرات #خلوص #چشمهایت #صحبت #اشراق #سماع #ساقه #سبز #گندم #زمستان #اسفند
#flowers
#flower
دیدگاه ها (۰)

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹⁸مهم نیست که دیگران چی میگنواژها‌ و اندیشه ها ...

چند پارتی جدید داریمممم صدای زنگوله بالای در که چرخید، حتی ل...

پارت چهاردهم سبز یشمی زیر بارانباران هنوز بند نیامده بود.تهی...

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

بازم سکوت. کامیل قسم خورده بود که لب از لب باز نکنه. اگر امش...

من كه حيران توام وقتي تبسم مي‌‌كنيرعشه بر جان مي‌زني در دل ت...

من که حیران توام وقتی تبسم می‌‌کنیرعشه بر جان می‌زنی در دل ت...

تا که می آیی به ذهن من تبسم می کنمبا تو بودن را به آرامی تجس...

تا که می آیی به ذهن من تبسم می کنمبا تو بودن را به آرامی تجس...

تقدیم به جان وجهانم،جانانم:🫀🌹تا ڪه مے آیے به ذهن من تبسم مے ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط