{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لجباز_جذاب117

لجباز_جذاب117
ات"
همه برگشتن سمت من و هیچکس حرف نمیزد..
اهنگ رو قطع کردم..
+خب.. میخوام براتون... خخخخ.... وااای اونجوری نگام نکنین خجالت میکشم..
جین از جاش بلند شد و اومد کنارم..
+اجازه دارم جین؟
جین میکرفن رو مثل اسکلا ازم گرفت و گفت اره.. و بعد دوباره داد دستم.. منم از اون اسکل تر بودم..
+خبب.. پس همه چی حله..
یکی از اون دخترا بلند سمتم داد زد..
..: اهنگی که بلدی رو بخون..
+باشه نگران نباش.. همچی اوکیه؟
خیلی ذوق داشتم.. با چشمام دنبال جونگ کوک میگشتم که پیداش کردم و بهش نگاه کرد..
+این اهنگ مال یه نفره.. فهمیدین؟ مال عشق زندگیتون.. مال کراشتون.. خخخخ
جین: خب من میرم پایین.. شماها هم بیاین پایین ات اهنگشو بخونه..
+نه با اهنگ میخونم.. خودم نمیتونم.. اهنگ رو پلی کنین.. نه واستا خودم..
×ات میکرفن رو بگیر اون ور صدات میاد..
+عا باشه تو هم بیا بالا.. دوتایی..
×اوک..
آیو هم اومد بالا و میکرفن رو برداشت..
× سه یک دو.. سه چهار پنچ..
خب ببینین این اهنگ که نمیدونم چیه تقدیم میشه به تهیونگ..
+مال جونگ کوکه..
×خب تو برا کوک اجرا کن..
+میگم مال کوکه فقط..
×ات شرروع نکنااآاا
جین: میکروفنو بگیر اون ور صداتون میاد..
+خب تو برو پایین من براش اجرا کنم بعدش تو بیا..
×عزیزم مگه میخوای اسمشو بیاری..؟
+اصلا اهنگ دیگه میزاریم..
×افرین..
+خب... این مال همتونه.. گوش کنین.. تصمیم عوض شد..
×بزار دیگه..
+عه این چرا قش کرد؟
×دوستان مشکل پیش اومد..
+ببرش جین..
×خب..
+خب.. اهنگم نداریم که...
×اره.. خودمون.. یه چیزی میسازیم..
+من که نمیتونم.. تو منم همکلاری میکنم..
×دام دام دارام
+دام دام دام..
×دام دام درام..
+دان دان دادادان.....
آیو داشت اهنگ رو میخوند و منم یکم بااهنگ خودمو میزون میکردم و میرقصیدم.. آیو میکروفن رو گرفته بود و باهاش میرقصید و میخوند..
چشمم افتاد به جونگ کوک که با تهیونگ دارن میان بالا..
بقیه حرکات منو انجام میدادن..
یهو آیو اهنگ رو تند تند کرد و منم تند تر میرقصیدم... سخت بود و هیچی بلد نبودم و یه چیزی از خودم در میاوردم و هات و کیوت و...
کوک اومد بالا و منو از پشت سفت بغل کرد ..
انگار اصلا خوب نبود.. جوری که دیگه نمیتونستم تکون بخورم..
تهیونگ هم میکروفن رو از آیو گرفت و خودش وایستاد و گفت..
÷دوستان ممنون.. خب به کارتون برسید.. اهنگ تموم شد..
+ولی ما که هنوز تموم نکردیم..
جونگ کوک گونمو بوسید و در گوشم اروم گفت..
_ساکت باش باشه بیب؟
+هوم؟
_دلت که تنبیه نمیخواد نه؟
دستمو گرفت و هر چهارتامون اومدیم پایین و سر جای قبلمون نشستیم..
&ات عالییی بودی..
دیدگاه ها (۰)

ات و جونگ‌کوک توی حیاط نشسته بودن.جونگ‌کوک مشغول حرف زدن با ...

نصف فیلم گذشته بود.ات حالا تقریباً به صندلی جونگ‌کوک چسبیده ...

چند پارتی درخواستی

حدود نیم ساعت گذشته بود.بارون هنوز شدید می‌بارید و هر چند دق...

چندپارتی جونگ کوک

شب تولدم فصل 3پارت 6راه افتادیم به سمت بار وقتی وارد شدیم چن...

پارت ۱۹۶

𝐓𝐫𝐨𝐮𝐛𝐥𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 | عشق دردسرساز𝐏𝐚𝐫𝐭 :𝟏هر روز صبح، وقتی می‌رسیدی ...

چهار پارتی✨ساعت پنج عصر بود و سالن تکواندو تقریباً پر شده بو...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط