حدود نیم ساعت گذشته بود.
حدود نیم ساعت گذشته بود.
بارون هنوز شدید میبارید و هر چند دقیقه یک بار صدای رعد میاومد.
جونگکوک مشغول درست کردن چای بود و ات روی مبل نشسته بود.
ناگهان صدای تق اومد.
ات سریع از جا بلند شد.
ات: جونگکوک!
جونگکوک: چی شد؟!
ات: یه صدایی اومد!
جونگکوک برگشت و گفت:
جونگکوک: احتمالاً چیزی افتاده.
ات: خودت برو ببین.
جونگکوک خندید.
جونگکوک: باشه، خانوم شجاع.
ات: من پشت سرت میام.
جونگکوک: مگه میترسی؟
ات: نه... فقط برای احتیاط.
جونگکوک با چراغقوه جلو رفت و ات هم پشت سرش حرکت کرد.
وقتی رسیدند آشپزخونه، دیدند یک لیوان از روی کابینت افتاده.
ات نفس راحتی کشید.
ات: دیدی؟ اصلاً نترسیدم.
جونگکوک: آره، فقط دستت هنوز توی آستین منه.
ات تازه متوجه شد دستش رو گرفته.
ات: خب... اتفاقیه!
جونگکوک: حتماً.
هر دو برگشتند سمت پذیرایی.
جونگکوک دو لیوان چای آورد و کنار ات نشست.
جونگکوک: یه پیشنهاد دارم.
ات: چی؟
جونگکوک: تا برق بیاد یه بازی کنیم.
ات: چه بازی؟
جونگکوک: هرکی بتونه بدون ترسیدن سه دقیقه به پنجره نگاه کنه، برندهست.
ات با اعتمادبهنفس گفت:
ات: قبول!
سه ثانیه بعد...
رعد بلندی زد.
ات: من بازی رو باختممممم.
جونگکوک: حتی سه ثانیه هم نشد!
ات: تقلب بود! رعد آوردی وسط بازی!
بارون هنوز شدید میبارید و هر چند دقیقه یک بار صدای رعد میاومد.
جونگکوک مشغول درست کردن چای بود و ات روی مبل نشسته بود.
ناگهان صدای تق اومد.
ات سریع از جا بلند شد.
ات: جونگکوک!
جونگکوک: چی شد؟!
ات: یه صدایی اومد!
جونگکوک برگشت و گفت:
جونگکوک: احتمالاً چیزی افتاده.
ات: خودت برو ببین.
جونگکوک خندید.
جونگکوک: باشه، خانوم شجاع.
ات: من پشت سرت میام.
جونگکوک: مگه میترسی؟
ات: نه... فقط برای احتیاط.
جونگکوک با چراغقوه جلو رفت و ات هم پشت سرش حرکت کرد.
وقتی رسیدند آشپزخونه، دیدند یک لیوان از روی کابینت افتاده.
ات نفس راحتی کشید.
ات: دیدی؟ اصلاً نترسیدم.
جونگکوک: آره، فقط دستت هنوز توی آستین منه.
ات تازه متوجه شد دستش رو گرفته.
ات: خب... اتفاقیه!
جونگکوک: حتماً.
هر دو برگشتند سمت پذیرایی.
جونگکوک دو لیوان چای آورد و کنار ات نشست.
جونگکوک: یه پیشنهاد دارم.
ات: چی؟
جونگکوک: تا برق بیاد یه بازی کنیم.
ات: چه بازی؟
جونگکوک: هرکی بتونه بدون ترسیدن سه دقیقه به پنجره نگاه کنه، برندهست.
ات با اعتمادبهنفس گفت:
ات: قبول!
سه ثانیه بعد...
رعد بلندی زد.
ات: من بازی رو باختممممم.
جونگکوک: حتی سه ثانیه هم نشد!
ات: تقلب بود! رعد آوردی وسط بازی!
- ۱۶.۴k
- ۰۲ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط