یک روز یک زن و مرد با ماشینا شون با هم تصادف ناجوری می کن

یک روز یک زن و مرد با ماشینا شون با هم تصادف ناجوری می کنن. بطوریکه ماشین هردوشون بشدت آسیب میبینه. ولی هردوشون بطرز معجزه آسایی جون سالم بدر می برن ... وقتی که هر دو از ماشینشون که حالا تبدیل به آهن قراضه شده بیرون میان، راننده ی خانم بر میگرده میگه : - آه چه جالب شما مرد هستید! ببینید چه به روز ماشینامون اومده ! همه چیز داغون شده ولی ما سالم هستیم! این باید نشونه ای از طرف خدا باشه که اینطوری با هم ملاقات کنیم و ارتباط مشترکی رو با صلح و صفا آغاز کنیم! مرد با هیجان پاسخ میده: - اوه … "بله کاملا" … با شما موافقم این باید نشونه ای از طرف خدا باشه ! بعد اون خانم زیبا ادامه میده و میگه : - ببین یک معجزه دیگه! ماشین من کاملا داغون شده ولی این شیشه مشروب سالمه. مطمئنا خدا خواسته که این شیشه مشروب سالم بمونه تا ما این تصادف خوش یمن كه می تونه شروع جریانات خیلی جالبی باشه رو جشن بگیریم ! و بعد خانم زیبا با لوندی بطری رو به مرد میده. مرد سرش رو به علامت تصدیق تکان میده و در حالیكه زیر چشمی اندام خانم زیبا رو دید می زنه درب بطری رو باز می کنه و نصف شیشه مشروب رو می نوشه و بطری رو برمی گردونه به زن. زن هم با کمال خونسردی درب بطری رو می بنده و شیشه رو برمی گردونه به مرد. مرد می گه شما نمی نوشید؟! زن لبخند شیطنت آمیزی می زنه در جواب میگه : - نه عزیزم، فکر می کنم الان بهتره منتظر پلیس باشیم … ! نتیجه اخلاقی : آقایون عبرت بگیرید و بترسید از مکـر زنان! 
دیدگاه ها (۴)

رمان یک نیمکت فاصله

#حجاب_یعنی_مهربانی ۱ 🌸خب، می‌خوایم یه بحث خیلی مهم رو شروع ک...

نموخوام صداتو بشنوممممبچه ها ماهم یدونه از این ارمیا داریم ک...

سناریو بلولاک/قفل آبی

ری اکشن شخصیتای بانگو اگه بهشون اعتراف کنی که عاشقشی

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...

قسمت اول: اولین جرقهمکان: کافه‌ای دنج و بارانی در سئول، درست...

#بگو_مگوبارها این جمله رو شنیدیم، 🧐...وقتی به یه خانم بی حجا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط