ری اکشن شخصیتای بانگو اگه بهشون اعتراف کنی که عاشقشی

### 🖤 آکوتاگاوا ریونوسوکه (Akutagawa)
وقتی بهش اعتراف می‌کنی، اولش برای چند ثانیه کاملاً خشکش می‌زنه. راشومون رو بی‌هدف توی هوا تکون میده و با همون اخم همیشگی و صدای خش‌دارش نگاهت می‌کنه: «ا/ت... این چه وقتِ شوخی کردنه‌؟ من درگیر ماموریت‌های مافیا و نابودی دشمنانم...» ولی از درون کاملاً به هم ریخته و اصلاً نمی‌دونه چطوری باید جواب بده که سرفه نکنه و جلوی تو ضایع نشه! 🤭😷

### 🍷 ناکاهارا چویا (Chuuya Nakahara)
کلاهش رو کمی جابجا می‌کنه، دستشو می‌کنه توی جیب پالتوش و وقتی حرفت تموم میشه، گوشه‌ی لبش یه لبخند محو می‌شینه ولی رنگ صورتش کاملاً سرخ میشه. با دست می‌زنه روی پیشونیش و با همون لحن مغرور و حرصییش میگه: «ها؟! این چه اعتراف یهویی و بی‌در و پیکریه؟ تو اصلاً حواست هست داری چی میگی، جوجه؟» ولی بعدش روشو برمی‌گردونه تا خجالت کشیدنش رو نبینی. 🍷✨

### 🩹 دازای اوسامو (Dazai Osamu)
اولش یه چشمشو می‌بنده، لبخند مرموز همیشگیشو می‌زنه و دستشو می‌ذاره روی قلبش: «وای ا/ت! این زیباترین اعتراف قرن بود... راستی، نظرت چیه قبل از شروع رابطه، یه بار دیگه دعوت‌نامه‌ی خودکشی دو نفره رو امضا کنیم؟»
وقتی یه نگاه جدی و عصبانی بهش می‌کنی، سریع لحنش رو عوض می‌کنه، دستشو به نشانه تسلیم بالا میاره و می‌کنه: «اووه، باشه بابا تسلیم! جدی نشو دیگه، قبول کـردم!» 😏🥂

### 👓 کونیکیدا دوپو (Kunikida Doppo)
دفترچه‌ی ایده‌آل‌هاشو درمیاره، خودکارو می‌ذاره روی لبش و با جدیت تمام عینکشو جابجا می‌کنه: «صبر کن ببینم! اعتراف به عشق توی برنامه‌ریزی روزانه‌ی ساعت ۴ عصر من ثبت نشده بود! این کاملاً خارج از جدول زمان‌بندیه!»
ولی بلافاصله خودکارو می‌ذاره کنار، دفترچشو می‌بنده و با یه لبخند کوتاه می‌گه: «اما... از حق نگذریم، برنامه‌ریزی خوبی بود. قبول می‌کنم.» 📝✨

### 🐯 ناکجیما آتسوشی (Atsushi Nakajima)
چشماش از تعجب گرد میشه، گونه‌هاش کاملاً سرخ میشه و شروع می‌کنه به تند تند دست و پا زدن: «ا-ا/ت؟! جدی میگی؟ من؟ یعنی... وای خدای من، باورم نمیشه! یعنی واقعاً یکی پیدا شده که منو با این همه دردسر بخواد؟» ببر درونش هم از ذوق توی وجودش داره بالا و پایین می‌پره و آتسوشی از شدت استرس نزدیکه غش کنه! 🥺🐯

### 👑 ادوگاوا رامپو (Edogawa Ranpo)
عینک کارآگاهیشو می‌ذاره روی پیشونیش، یه شکلات می‌ذاره دهنش و با یه لبخند مغرورانه میگه: «معلومه که دوستم داری! مگه کسی هم هست بتونه در برابر جذابیت و هوش ادوگاوا رامپو مقاومت کنه؟ البته... من از سه روز پیش توی پرونده‌ها دیدم که قراره امروز بهم اعتراف کنی!» ولی بعدش با اون چشمای سبز خمارش یه شکلات دیگه بهت میده و میگه: «ولی خب... انتخاب خیلی خوبی بود!» 🍬✨

### 🌻 میازاوا کنجی (Kenji Miyazawa)
با اون کلاه حصیریش بلند می‌خنده، دندونای سفیدش معلوم میشه و محکم بغلت می‌کنه: «وای چه عالی! منم خیلی دوستت دارم ا/ت! بیا بریم با هم بریم زمین کشاورزی سیب‌زمینی برداشت کنیم!» پاک، معصوم و بدون هیچ فیلتر و پیچیدگی خاصی! 🌾☀️

### 🎩 موری اوگای (Mori Ougai)
با اون لبخند موذیانه‌اش، الیس‌چان رو بغل کرده و برات دست می‌زنه: «اوهه، چقدر جذاب! بانوی کوچک ما بالاخره عاشق شد. مافیا همیشه از پیوندهای عاطفی استقبال می‌کنه، مگه نه الیس‌چان؟» و الیس‌چان فوراً می‌پره وسط و میگه: «ا/ت خیلی باحاله، اگه اذیتش کنی با هم تنبیه‌ت می‌کنیم!» 😈👗

### 🎭 تانیزاکی جونیچیرو (Tanizaki Junichiro)
اولش هول میشه، دستشو می‌ذاره پشت گردنش و لبخند شرمنده‌ای می‌زنه: «ا/ت... من واقعاً انتظارشو نداشتم... یعنی، ممنونم، خیلی خوشحالم کردی!» و ناخودآگاه با قدرت 'برف نرم' یه شکل پروانه برفی خوشگل بالای سرت درست می‌کنه تا فضا رومانتیک‌تر بشه. ❄️🌸
دیدگاه ها (۴)

واکنش پسرای توکیو ریونجرز اگه بهشون اعتراف کنی عاشقشی

نیمه شب بودچان رو کاناپه دراز کشیده بود چون که ظهر با ا/ت بح...

سناریو سانزو پارت 1

سناریو بلولاک/قفل آبی

تکپارتی جونگ کوک

سناریو بلولاک/:قفل آبی

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...

سناریو خط قرمز

چند پارتیـــــــــ🩷🍼ــــــــــوقتی میخوای خبر بارداریتو بهش ...

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط