ܥ݆ـܢܚ݅ܩߊ‌ܝ̇ߺــ یܟܿـے✨️

ܥ݆ـܢܚ݅ܩߊ‌ܝ̇ߺــ یܟܿـے✨️
𝐏𝐚𝐫𝐭𝟐𝟎

.آقا دیوه
ا.ت نامه رو میخونه و عصبی میشه چون ز.خم جونگ کوک کامل خوب نشده و تصمیم میگیره قهر کنه
کل روز همینجوری میگذره شب میرسه
+هعیییی چرا نمی
چیک چیک چیلیک(در واشد😂)
-سلامممم
+......
-ا.ت سلام کردم بهت؟
+......
-هوفففف عا ا.ت من تو اومدنی وسایلام افتاد مث اینکع سوئیچمو یادم رفته بیارم برو برام بیارش منم برم لباسامو عوض کنم
+دوشم بگیر(سرد)
-اوکیی
ا.ت در بیرونو وا میکنه و با یه دست گل بزرگ رو به رو میشه
در همین لحظه دستی از پشت بغلش میکنه
-ببخشید خانوم کوچولو
+چقدر خوشگله
-بخشیدی؟
+هوم فک کنم
-خوبه حالا دست گلت و وردار
+عه این چیه
-وا کن
ا.ت در جعبه رو وا میکنخ و با عروسک دیو و دلبر رو به رو میشه
+اخیییحینطتطتطتطنطت چقدد خوشگلههههه عین ماعهههههه
-هوم
میپره بغل جونگ کوک
+ مرسیییییی
-خواهش میکنم بانو
خب اون روزم گذشت و ما میرسیم به روزی که ا.ت و کوک میخوان برن پیش نامجون
(نکته:ا.ت از آمپول میترسه)
وارد بیمارستان که میشن همه نگاه ها روی آقای خوشتیپ ما عه و ا.ت داره از حرص میمیره
-وا چیشده؟
+هیچی والا کن ملت خوردنت هیچی واس ما نموند
-😂😂😂
+نخند عهههه بیشتر نگاهت میکننننن
-باشه(با کوک مونده خنده)
تق تق تق
¥بفرمایید
-سلاممم
¥به به داداش جونگ کوک خوش اومدی
+سلامممم
¥سلام زن داداش خوبید
+مرسی ممنون
¥خب جانم
-خب جانمو که اومدیم از ا.ت آزمایش خون بگیری
+و زخم جونگ کوکو چک کنی
¥اوکی
در حال بررسی زخم جونگ کوک
¥عالیه واقعا خوب ازش مواظبت شده
-کار خانومه دیگه
+حیحیحی
¥برا آزمایش خون باید برید بخشش زیاد دور نیست بپرسید نشونتون میدن
-اوکی
رسیدن و نوبت گرفتن
+جونگ کوک
-جانم
+تو هم باهام میای
-باشه
+خوبه
-میترسی
+نه
-اوکی
شماره ی ۲۲۵
-بریم
+بریم
°خب خانوم لطفا بشینید
+چشم
°ناشتا اید دیگع
+بله
°خوبه
سوزن سمت دست ا.ت میبره که
+وای وای وای وای
°میترسید؟
+بله درد که نداره؟
-خانوم دکتر شما کارتو بکن در همین لحظه جونگ کوک صورتشو جلو میبره و لب.شو رو لب ا.ت میزاره
از هم فاصله میگیرن
+جونگ کوک داری چیکار میکنیی
-هیچی
+بابا خانم دکتر میخواست خ.ون بگیره
°گرفتم عزیزم تموم شد
+ها کی
-بیا بریم ول کن
+اوکی
میرن و رو صندلی میشینن
+خیلی بدییی آبرومو بردی
-چه آبرویی بابا
+هوممم یه ساعت باید بشینیم برو یه چی بگیر بخورممممم
-باشه
.....‌‌‌‌
ادامه دارد.....
دیدگاه ها (۸)

🖤 عروس مافیا | پارت سومساعت ۶ صبح | عمارت جونگ‌کوکتق تق تق!ج...

تمرین تقریباً تموم شده بود و ات با تمام توانش سعی می‌کرد آخر...

تکپارتی جونگ کوک

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

(دلداده) ♡ویو ا/تجونگکوک منو برد سمت مبل و نشوندم کنارش. هنو...

Forbidden love④کوک: منم چیزی یادم نمیاد منم مست بودما/ت: ازت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط