╭─── ⋆⋅☆⋅⋆ ───╮
╭─── ⋆⋅☆⋅⋆ ───╮
🎀 پارت ۴ 🎀
╰─── ⋆⋅☆⋅⋆ ───╯
ویو آلیا
منی که به فکر فرو رفته بودم، با صدای برخورد دوبارهی دست پلیس به ماشین، به خودم اومدم و گفتم:
آلیا: قبول میکنم.
لیام: خب، من به حرف فقط بسنده نمیکنم. پس این قرارداد رو باید امضا کنی تا مطمئن بشم از همکاریمون.
آلیا: از جایی که حوصلهی گوش دادن به وراجیهای شما و خوندن این چرتوپرتهایی که با خط ریز چاپ شدن رو ندارم، همینجوری امضا میکنم. هرچی باداباد! 😑
لیام: هرجور راحتی، ولی فراموش نکن... راه برگشتی نیست.
آلیا: زیر لب، با دهن کج راه برگشتی نیست انگار قراره دارم بزنن! 😒
حالا این پلیس رو رد کن بره. اگه زحمتتون نمیشه، من رو هم سر راهتون با رفیقم که ماشین پشتیه، بذارین هتل.
لیام به رانندهاش اشاره کرد تا پلیس رو رد کنه و بره.
لیام: خب، حالا که قرارداد رو امضا کردی، حداقل یه زحمتی به خودت بده و الان بخونش؛ خصوصاً قوانینش رو.
آلیا: کی حوصله داره؟ جوجو! 😑😂
لپ لیام رو میکشه.
لیام: جوجو؟! 😐
حالا که حوصله نداری بخونی، خودم توضیح میدم.
اول از همه، این قرارداد پنجسالهست و هیچگونه دلیلی نمیتونی بیاری تا از دستش خلاص بشی.
دوم، از این به بعد باید تو پاریس زندگی کنی.
سوم، دنبال دردسر نگرد؛ حوصلهی پاسگاهبازی ندارم.
فعلاً همینا یادت باشه، بقیش رو هم به مرور خودت یاد میگیری.
آلیا: جان من؟! من اینا رو امضا کردم؟! غلط کردم! 😭
تو پاریس باشم؟! من خونه و تمام زندگی و شغلمم اونجاست! اینجا من چیکار میتونم بکنم؟
اصلاً کارم چیه؟ چیکار میکنم؟
لیام: الان مشکلی با موندن تو پاریس نداری؟
آلیا: نه بابا، من تنوعطلبم. 😌
لیام: همون کاری که تو شهر خودت انجام میدادی. البته اونجا مدل لباس بودی، اینجا مدل جواهر میشی.
آلیا: با حالت خوابآلود خب، قبوله... 😴
الان بیزحمت منو برسونید هتل، خوابم میاد.
آههههه! لیا! رفیقم تو ماشین عقبیه. بیزحمت اونم برسونید هتل.
من خوابم میاد... رسیدیم بیدارم کنید. 😪
لیام: یعنی الان دغدغهای جز خوابیدن نداری؟ 😐
آلیا: نه. شب بخیر. 😴
لیام با تعجب نگاهش کرد و بعد به رانندهاش اشاره کرد تا حرکت کنه.
بالاخره به هتل رسیدن، اما لیام هرچقدر سعی کرد آلیا رو از خواب بیدار کنه، فایدهای نداشت.
آلیا اصلاً بیدار نمیشد! 😐
لیام که دیگه چارهای نداشت، ناچاراً آلیا رو با خودش به خونه برد... 🫠
━━━━━━━━━━━━━━━
🌙 ادامه دارد... 🌙
🎀 نظرتون دربارهی این پارت چیه ناناصا؟
💗 اگه خوشتون اومد، لایک و کامنت یادتون نره خوشگلا .
✨ تا پارت بعدی، فعلاً!
━━━━━━━━━━━━━━━
🎀 پارت ۴ 🎀
╰─── ⋆⋅☆⋅⋆ ───╯
ویو آلیا
منی که به فکر فرو رفته بودم، با صدای برخورد دوبارهی دست پلیس به ماشین، به خودم اومدم و گفتم:
آلیا: قبول میکنم.
لیام: خب، من به حرف فقط بسنده نمیکنم. پس این قرارداد رو باید امضا کنی تا مطمئن بشم از همکاریمون.
آلیا: از جایی که حوصلهی گوش دادن به وراجیهای شما و خوندن این چرتوپرتهایی که با خط ریز چاپ شدن رو ندارم، همینجوری امضا میکنم. هرچی باداباد! 😑
لیام: هرجور راحتی، ولی فراموش نکن... راه برگشتی نیست.
آلیا: زیر لب، با دهن کج راه برگشتی نیست انگار قراره دارم بزنن! 😒
حالا این پلیس رو رد کن بره. اگه زحمتتون نمیشه، من رو هم سر راهتون با رفیقم که ماشین پشتیه، بذارین هتل.
لیام به رانندهاش اشاره کرد تا پلیس رو رد کنه و بره.
لیام: خب، حالا که قرارداد رو امضا کردی، حداقل یه زحمتی به خودت بده و الان بخونش؛ خصوصاً قوانینش رو.
آلیا: کی حوصله داره؟ جوجو! 😑😂
لپ لیام رو میکشه.
لیام: جوجو؟! 😐
حالا که حوصله نداری بخونی، خودم توضیح میدم.
اول از همه، این قرارداد پنجسالهست و هیچگونه دلیلی نمیتونی بیاری تا از دستش خلاص بشی.
دوم، از این به بعد باید تو پاریس زندگی کنی.
سوم، دنبال دردسر نگرد؛ حوصلهی پاسگاهبازی ندارم.
فعلاً همینا یادت باشه، بقیش رو هم به مرور خودت یاد میگیری.
آلیا: جان من؟! من اینا رو امضا کردم؟! غلط کردم! 😭
تو پاریس باشم؟! من خونه و تمام زندگی و شغلمم اونجاست! اینجا من چیکار میتونم بکنم؟
اصلاً کارم چیه؟ چیکار میکنم؟
لیام: الان مشکلی با موندن تو پاریس نداری؟
آلیا: نه بابا، من تنوعطلبم. 😌
لیام: همون کاری که تو شهر خودت انجام میدادی. البته اونجا مدل لباس بودی، اینجا مدل جواهر میشی.
آلیا: با حالت خوابآلود خب، قبوله... 😴
الان بیزحمت منو برسونید هتل، خوابم میاد.
آههههه! لیا! رفیقم تو ماشین عقبیه. بیزحمت اونم برسونید هتل.
من خوابم میاد... رسیدیم بیدارم کنید. 😪
لیام: یعنی الان دغدغهای جز خوابیدن نداری؟ 😐
آلیا: نه. شب بخیر. 😴
لیام با تعجب نگاهش کرد و بعد به رانندهاش اشاره کرد تا حرکت کنه.
بالاخره به هتل رسیدن، اما لیام هرچقدر سعی کرد آلیا رو از خواب بیدار کنه، فایدهای نداشت.
آلیا اصلاً بیدار نمیشد! 😐
لیام که دیگه چارهای نداشت، ناچاراً آلیا رو با خودش به خونه برد... 🫠
━━━━━━━━━━━━━━━
🌙 ادامه دارد... 🌙
🎀 نظرتون دربارهی این پارت چیه ناناصا؟
💗 اگه خوشتون اومد، لایک و کامنت یادتون نره خوشگلا .
✨ تا پارت بعدی، فعلاً!
━━━━━━━━━━━━━━━
- ۱۳۵
- ۰۱ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط