{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو همچو بوی محبت زپشت پنجره ها

تو همچو بوی محبت زپشت پنجره ها
درون ذهن شقایق خطور خواهی کرد
نگاه شوق وامیدم به آن دم صبحی است
که خاک رابه قدومت چو طور خواهی کرد
دیدگاه ها (۰)

#نگارا، وقت آن آمد که یکدم ز آن من باشیدلم بی‌ #تو به جان آم...

نرگس چشم تو از آینه پیداست هنوز تپش قلب من از شوق تمناست هنو...

( last minute )

𝖕𝖆𝖗𝖙5عمارت جونگ کوک در شمال شهر بود.بزرگ‌تر از عمارت آقای کا...

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️هیچ‌کس پاسخ نداشت.تا اینکه پاکت، بدون اینک...

رمان سایه‌های ممنوعه پارت9به تهیونگ و جونگ‌کوک کرد. تهیونگ ه...

عاشقانه های شبنم

انسان متحیر در ستایش جزئیات این جهان هستی است..متحیر از ؛تفا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط