امروز به یاد بچگی اسپند ریختم رو شوفاژ که بوی بخاری کلاس 

امروز به یاد بچگی اسپند ریختم رو شوفاژ که بوی بخاری کلاس 
دبستان رو بده بعد از انجام عملیات داشتم از بو لذت میبردم که مامانم 
اومد اسپندارو از لا به لای شوفاژ ازم جمع کرد و یک مرتبه 
شرررققق زد پس کلم که لوزالمعده م اومد تو دهنم اینجا عصن حس کردم دوران دبستان اومد جلو چشم 
عصنن یه وضیییا یههه وضییی :|
دیدگاه ها (۲۰)

زمستون برا من با نوبرونه‌‌ی نارنگی‌های سبز و بوی تندش شروع م...

( زندگی جدید ) پارت ۶راوی مامان جیمین رفت تو بالکن تا با ملک...

الان دو روزه از سر صلاة صبح تو رادیو، تا اخبار پس از شامگاهی...

دلشده ها:الان دوروز است از سر صلاة صبح تو رادیو، تا اخبار پس...

الان یک هفته است از سر صلاة صبح تو رادیو، تا اخبار پس از شام...

𝕡𝕒𝕣𝕥:⁵°تهیونگ°با صدای زنگ از خواب پریدم (هه هه هههههه ایسگات...

نمیدونم چند دقیقه یا چند ساعت به تن و بدنم تاخته بود.هیچ رح...

#فیک_دوقلوی_بدجنس#part_1ویو تهیون-بیا پایین تهیوننن+اومدم ته...

yek tarafe part : 7

in your eyes

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط