{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

( زندگی جدید ) پارت ۶

( زندگی جدید ) پارت ۶
راوی
مامان جیمین رفت تو بالکن تا با ملکه مافیا حرف بزنه
م ج : الو سلام ملکه مافیا خبری دیگه از ما نمیگیری نکنه دیگه خوشت نمیاد ازم
م ت : سلام پرنسس مافیا این حرفا چیه تو برای من مثل قدیمی
م ج : عالیه راستی حالت خوبه چه خبر ؟
م ت: اهان راستی ببخشید تهیونگ و جینا مزاح شودن
م ج: این حرفا چیه تو ما از بچگی با هم دوستیم تو مثل خواهر برام میمونی همیشه مواظبم بودی
م ت : مرسی پدرت جینا رفته بود خونه کلی خدمتکار رو اذیت کرده بود امروز خدمتکار استفاع داد خیلی عصبانی شوده من ازش نمی‌ترسم ولی نگران بچه هام
م ج : من و شوهرم کمکت میکنیم من نمیزارم نه برای تو نه بچه اتفاقی بیوفته راستی چقد جینا و تهیونگ خوشکل و بزرگ شودن فکر کنم جینا رو عروس خودم کنم
م ت : ای شیطون خوب لطفا مواظب به ها باش من فردا بر میگردم من دیگه برم
م ج : باشه تو هم مواظب خودت باش بای تلفن رو قط کردم و رفتم تو خونه جینا با حالت نگران نگام میگرد رفتم پیشش نشستم
جینا : مامانم خاله حالش خوبه اتفاقی که نیوفتاده
م ج : نه عزیزم نگران نباش مامان فردا میاد
جینا : مرسی
راوی
بعد صبحانه رفتن نشستن رو مبل و خدمتکار میز صبحانه رو جمع کرد همه مشغول با گوشی بودن که لینا پیشنهاد میده بریم استخر همه موافقت کردن رفت بالا تا لباس عوض کنن لینا و جینا رفت اتاق خودشون و جیمین و تهیونگ هم همینطور و م ج و ب ج هم
لینا : جینا بنظرت کدوم رو بپوشم این زرده یا این سفیده
جینا : سفیده قشنگه لینا حالا تو نظر بده این مشکی یا صورتی
لینا : معلومه مشکی
جینا : باش منو لینا یه آرایش نکردیم و مو ها مون رو باز گذاشتم رفتیم پایین وقت م ج بایین بو د
م ج : پسرا رفتن بیرون
از زبان جینا
رفتیم سه تایی بیرون لباس م ج خیلی خوشگل بود وقتی رفتیم بیرون پسرا وقت با یه شلوارک بود جیمین از استخر اومد بیرون خیلی بدنش جذاب بود مو ها ش خیش شوده بودن خیلی هات بود سیکس پگ داشت بدن تهیونگ رو دیده بودم اونم جذاب بود ولی جیمین ...
از زبان جیمین
دیدم لینا و مامان و جینا اومدن بیرون لباس جینا خیلی خوب بود توش سکسی شوده بود وای چیکار چرا من اینطوری شودم قلبم تند میزه نکن عاشق نه نه

اسلاید اول لباس مامان جیمین💛
اسلاید دوم لباس لینا 🌠
اسلاید سوم لباس جینا 🌌
بچه ها لطفا حمایت کنید مرسی🥺🥺💛💜🌌🌠 ا
دیدگاه ها (۱)

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

Forced to be by your sideبه اجبار کنار توpart: 25سریع جیمین ...

part:1ویو کیم کلارا♡امشب پدر میخواست یه مهمونی برگزار کنهکه ...

p2☆فاجعه ای به نام ما☆ویو لونارفتم که اماده بشم اون دوتا اسک...

عشق خیانت انتقام

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

#قلبی_در_دو_بدنP5وقت ناهار شد رفتم ناهارمو خوردم و رفتم تو ا...

(دلداده) (یک ساعت بعد )یک ساعت فقط داشتم با خودم ور میرفتم ک...

گل خونی پارت 52داشت کمربند جونگکوک در میاورد بعد هم کمربند خ...

پارت ۴۴ آن شب تهیونگ با چند تا از دوست‌هاش بیرون رفته بود.قر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط