{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part20

part20

(اهم اهم برای پارت ۲۰ و ۲۱ از @xx.pinke.xx یه تشکر میکنم این دوتا پارتو باهم نوشتیم حالا برو پایین رمانو بخون)

اناهیتا: اب دهنمو قورت دادم

ارسلان: بگو کی

اناهیتا: دی دیانا

دیانا: چرا دروغ میگی
ارباب من ورنداشتم

ارسلان: همتون گمشید بیرون
دیانا تو بمون

دیا: مننن؟

ارسلان: اره تو

دیانا: چرااا؟

ارسلان: کارت دارم (با داد)
برو بالا

دیانا: با دادش اشک توی
چشم هام جمع شد

ارسلان: همه گمشید برید

دیانا: ارباب با من چیکار دارید با ترس ؟

ارسلان: گفتم برو بالاااا
اتاق من

دیانا: باشه از پله ها رفتم بالا بالا اتاقش

ارسلان: دنبال دیانا رفتم
رفت تو اتاقمو درو قفل کردم

پارت بعدی مثبته😈
ادامه دارد.....
دیدگاه ها (۱۹)

پارت ۳۶۴ ماه بعد دیا، پاشدم دیدم ساعت ۱۰ ارسلان ارسلان پاشو...

غریبه ی آشنا😊پارت ۶دیانا: ارسلان خیلی بسر جذابی یه حسی بهش د...

پارت ۳۲ ار، آروم آروم موهاش و شونه میکردم و لذت میبردم شونه...

پارت ۱۵من، تو باهام یه دقیقه باهام حرف نزنی من میمیرم دیا،....

عشق مخفیانه 🖤🤍⛓️پارت ۶......( چند روز بعد )ارسلان: حسم هروز ...

سلام پارت جدید اوردم پارت ۳۳ار، بچه هست آره دیا، آره ار، دیا...

پارت ۳۴ دیا ، قشنگه ار، آره مخصوصا تو تن تو دیا ، واقعا ار،...

رمان عشق مخفیانه 🖤🤍⛓️پارت ۲ دیانا : نیکا لباس هارو بهم داد و...

عشق پر حاشیه.7

رمان: من ارباب توعمpart3دیانا:رفتم بالا ببینم این ارسلان چشه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط