{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلام پارت جدید اوردم

سلام پارت جدید اوردم
پارت ۳۳
ار، بچه هست آره
دیا، آره
ار، دیانا رو بغل کردم و کلی بوشس کردم دیانا عزیزم چرا نارحتی
دیا، هیچی
ار، بابا نگران ازدواج مون باش اصلا همین فردا ازدواج میکینیم
دیا، لبخند زدم ولی نمیدونم چی شد که اشکم دراومد
ار، دیانا چرا گریه میکنی
دیا، اشک شوق ارسلان
ار، قربونت برم
دیا، ارسلان دوست داری بچه چی باشه
ار، سالم باشه دختر پسرش فرق نداره ولی خیلی دوست دارم دختر باشه
دیا، ارسلان الان به مامانت اینا چجوری میخوای بگی
ار، بعد ازدواج میگیم
دیا، آهان
ار، پاشو برو حاضر شو بریم برای فردا خرید
دیا، واقعا فردا میخوایم ازدواج کنیم
ار، بله
دیا، آخ ارسلان حوس بستنی و کیک کردم برام میخری
ار، باشه رفتیم بیرون برات میخرم
دیا، نه حوس کردم
ار، باشه تو راه زنگ زدم به مامانم گفتم فردا قراره عروسی کنیم گفت باشه خوب شد زود تر گرفتید چون ۳ روز دیگه میخواستم برم
رسیدم خونه دیانا قشنگم کجایی
دیا، تو اتاقم
ار، رفتم تو اتاق
دیا، گرفتی
ار، ببخشید یادم رفت ‌‌( اذیتش میکردم )
دیا، واقعا که اصلا قهرم دیگه ام نمیخوام
ار، خریدم میگه میشه شما چیزی از من بخوای من فراموش کنم
دیا، مرسی
ار، خوب آماده ای بریم
دیا، صبر کن بخورم
ار، باشه
دیا، تو نمیخوری
ار، دوست دارم بخورم ولی اینا مال تو
دیا، من این همه رو نمی‌خورم بیا باهم بخوریم
ار، خوردیم دیگه بریم
دیا، بریم
ار،تو راه بودیم که
دیا، ارسلان
ار، بله
دیا، بله؟
ار،جانم
دیا، پشمک میخوام
ار، چشم الان می‌رسیم از اونجا برات میگیرم
دیا، باشه
ار، رسیدیم اول برای دیانا پشمک گرفتم بعد رفتیم تو پاساژ
خوب از کجا شروع کنیم بانوی من
دیا، اول بریم لباس بخریم
ار، خوب اول لباس شما بیا بریم اون مغازه
دیا، بریم
ار، دیا اینو نگاه کن چقدر قشنگه
دیا، آره قشنگه بگو سایزمو بیاره
ار، ببخشید
فروشنده، بله
ار، اون لباس سفید درو میدید
فروشنده، بله بفرمایید
ار، بیا عزیزم برو بپوش
دیا، رفتم لباس رو پوشیدم خیلی قشنگ بود
ارسلان
ار، جونم
دیا، قشنگه
ار، اَ خیلی مخصوصا تو تن تو
بفرمایید اینم یه پارت طولانی
بچه ها زود تر ۶۰ تاییم کنید مرسی قشنگام😘
دیدگاه ها (۴)

داستان زندگی منپارت:20*چجوری؟کجاهمو دیدین؟+توی آمریکا،یروز ک...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

پری کوچولوی من پارت ۳ته: اوهوم بعدم بیا کلا همه چیزو واسم تع...

پارت ۲ الکس : همینی که گفتم یوری : باااشهههالکس : قشنگم بیا ...

پارت چهار هانا: ممنون راستی خانواده من هم میانیونگی: آره میا...

پارت 15رمان🦋 عشق مدرسه ای 🦋ات: چه شرطی؟ هیونجین: ( به لبش اش...

پارت ۵

#میکاپ_آرتیست_من

رمان

(دلداده) (یک ساعت بعد )یک ساعت فقط داشتم با خودم ور میرفتم ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط