با حالتی عصبانی روپوش سفیدش را پرت کرد روی تختم و به کبودی های متعدد دستانم که اثار آنژیوکت این روزها بود زل زد

من اما مچاله شده بودم در خودم
بی هیچ حرفی به پنچره نگاه میکردم
از او پرسیدم :کد 99 بخش را کی برای من پیج میکنن تا جفتمان راحت شویم
با عصبانیت فریاد زد :
+خیلی منتظر SPR شدنی؟
گفتم :
-شاید هم‌منتظر نتیجه SPR باشم :)!
خوب میدانم بخش اتفاقات این بیمارستان زیادی با من و امثال من اشناست
اما کد 99 لعنتی را که پیج میکنند
من میلرزم
حتی پرستاران بخش هم میلرزند
از اخرین دست و پنجه نرم کردن های بیمارانی که نیاز به احیای فوری دارند
میدانی با پیج شدن کد 99 فقط به چه فکر میکنم ؟
میگوید :
+به چه
میگویم:
- به اینکه تمام کسانی که هدف کد 99 هستند
درست شاید روی نود و نهمین لحظه ی زندگیشان ایستاده اند و شاید پذیرش بیمارستان با پیج کردن کد 99 را سوت پایان زندگیشان را زده است
با درد میگوید :
+باز اینجا چه میکنی
زمزمه وار میگویم :
-شما فکر کن منِ از همه جا خسته ،پناهگاهم شده اینجا
شما فکر کن ،من درد کشیده ارامشم شده درست وسط نقطه ی اوج درد این مَردم
شما فکر کن من روی نقطه 98 زندگی ام که میرسم
تن خسته شده ام را به اینجا میکشانم تا باز برگردم به نقطه ای که شاید کمی ارامش دارد
کمی فکر و خیال ندارد
کمی من را دارد

#خودم_نوشته
#سِودا
▪︎-²⁹ بهمن ماهِ ¹⁴⁰⁰ -▪︎
¹⁶.⁰⁷
دیدگاه ها (۱۴۴)

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ویو &تقریباً نیم ساعت بود که ...

عاشقانه ها

عشقی حقیقی

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 6۴د. ۲ : نهایتا دورو...

پارت سوم._*بیگناهان*_

پارت ۳نور ملایم ماه از پنجره‌ی قدی و بزرگ اتاق روی فرش‌های گ...

پرنسس ناخواسته

p37

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی از سربازی برمیگرده ...⛓️‍💥☘️ ╰┈➤ 𝑷...

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆Part 26یک هفته دیگه گذشت و رینا هنوز به هوش نیومده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط