‌‌
خاطراتم را که مرور‌ می کنم همیشه یک‌ نکته آزارم می دهد ...
در زندگی ام همه چیز یا زود اتفاق افتاده یا دیر...
از موقعیت های شغلی خوب گرفته تا امکانات و شرایطی که زود به دست آوردم و زود از دست دادم، از خواسته ها و‌ آرزوهای کودکی گرفته تا پیدا کردن محبوب ترین کتونی کودکیم در اسباب کشی ...
کتونی که دیگر نصف پاهایم هم در آن جا نمی شد ...
آرزوهایی که دیر به دست آوردم و دیگر برای داشتنشان دیر شده بود... خیلی دیر...
حالا که خوب فکر می‌کنم آدم های زندگی ما هم همین هستند ،گاهی زود به زندگیمان می آیند گاهی دیر...
آنقدر زود می آیند که بلدشان نیستیم ...
نمی دانیم باید چطور با آن ها رفتار کنیم ...
تا به خودمان می آییم می ببنیم همه چیز تمام شده ...
اما زود رسیدن برزخ است ، جهنم جای دیگری ست...
جایی که انسان ها دیر به زندگی ات می آیند...
آنقدر دیر که باید از کسی که نداری! دل بکنی...
آنقدر دیر که یادت بیاید هر که را که تا امروز به دست آوردی اشتباه بوده... بهشت آن جایی ست که هر اتفاقی به وقتش در زندگیمان رخ دهد نه زودتر و نه دیرتر ...
بهشت آن جایی ست که هر‌کسی به وقتش در زندگیمان بیاید نه زودتر و نه دیر تر...
دیدگاه ها (۶۱)

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

گاهی عشق، از جایی شروع می‌شود که منطق هنوز نرسیده است. یکی ...

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

عاشقانه های شبنم

— هوشنگ ابتهاج | بی‌خواهشی!گاهی آدم از برآورده نشدنِ خواسته‌...

گاهی دوست داشتن، خودش زخمی‌ست که هیچ‌وقت خوب نمی‌شود.دوستش د...

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط