👇👇👇نور خدا و تلاءلو ان در بندگان پاک 👇👇👇

هر انچه میگویم صرفا تجربه شخصی است پس لطفا نه خرده بگیرید نه خواستار منبع و ماخذ شوید
بزرگواری در نظرات یکی از پست ها ی مرتبط با شهداء از زیبایی آنان سخن گفت و به ناگاه مرا به خاطرات و تجربه های این چنینی از بندگان مخلص خدا که تجربه کرده بودم برد
تجربه های ملموس تر این حس( سعی میکنم از تجربه ام ازشهدایی که برای همگان آشنا هستند سخن بگویم و الی برخی از آن عزیزان نامدار در آسمان در زمین همچنان گمنام هستند) باز میگردد به شهداء شاخص همچون شهید صیاد شیرازی و شهید حاج احمد کاظمی و شهید نورعلی شوشتری و حاج قاسم و.....
به طور کلی عرض میکنم زمان شهادت این عزیزان به ناگاه مثل اینکه عزیزی و بستگان درجه اولی از دست داده باشم احوالاتم دگرگون و پریشان شد و ماه ها و برخی سال ها در حال عزا و ماتم و....
اوایل البته قبل از این شهداء شاخص بدنبال علت این حال بودم که چرا وقتی خبر شهادت این افراد را می شنیدم درحالی که برخی از آنها را حتی ندیده بودم و نمی شناختم چنان حس نزدیکی داشتم که مثل آنکه سالیان متمادی با هم دوست و رفیق گرمابه و گلستان و ... بودیم
تا اینکه آرام آرام خداوند علل آن را با نشانه هایش به من فهماند( دوستان مطمئن باشید و ایمان داشته باشید که اگر از خداوند طلب آگاهی کنید در زمان مناسب به هر وسیله ای آن را به شما عطاء خواهد کرد مثلا در خیابان در کوچه درفروشگاه در منزل یا حتی به هنگام روشن کردن تلویزیون و یا در همین نت و موبایل در همه جا برای شما نشانه های آگاهی را در موقع طلب قرار میدهد فقط باید هوشیار باشید)
اگر علل را بخواهم بگویم با ذکر جزئیات و مصداقی ساعت ها که شاید چند روز زمان ببرد .
به صورت کلی و خلاصه چکیده و تمثیل گونه
هر بنده ای که در جستجوی حقیقت روح خود را از هر آلودگی پاک و پالایش کند همچون اینه ای شفاف میشود که بهتر میتواند انوار الهی را جذب و به بندگان دیگر که قدرت دریافت آنرا دارند ساطع کند
و آن هنگام که یکی از این اینه ها نباشد تا مدتی خلاء آن حس میشود و این حس اندوه از آن خلاء است

💚و اما تجربه زیبا دیدن بندگان مخلص خدا
عالم مجتهد بزرگواری که سالیان سال شیفته اخلاق و کردار و سکنات او از دور بودم چنان که هر لحظه او را نزد خود احساس میکردم در یک کلام شیفته کردار او بودم
چنان که فقط در رخ یار زیبایی و جمال فرشته گونه می دیدم و در زمین به زیبایی او ندیدم

تا اینکه آن عالم رحلت نمودند پس از چند سال یک شب در عوالم خود بودم و تصویر این عالم را در پی سی بزرگ و کوچک میکردم و در یک آن تصویر زمینی این عالم را دیدم و با خود گفتم این کیست باور کنید یا نه برای یک لحظه نشناختم تازه از لحاظ زیباشناسی زمینی دیدم که چهره معمولی دارد و اگر بخواهم ریز وارد شوم چه معایب زیباشناسی زمینی دارد
در یک آن به فکر فرو رفتم که چرا من تا بحال وی را این چنین ندیده بودم
ابتدا ذهنم به سراغ شعر و شاعری و که عاشق معایب معشوق را زیبایی میبیند و....از این مسائل سوق پیدا کرد
اما قانع کننده روح تشنه ام نبود
باز طلب من از خدا و دادن حاجت از او
تا اینکه متوجه شدم تصویر آدمی در زمین از کردار او نشات میگیرد نه از ظاهر جسم او
در واقع هرچه کردارت در راستای دین و حقیقت و خدا باشد چهره ات به همان میزان زیبا و دلنشین میشود و دلبری میکند
دیدگاه ها (۱)

بسم الله الرحمن الرحیمیاداشت قسمت چهارم :و هم چنین طاغوت‌ها...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت چهارم :حکایت استدلالی از دی...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :آیا در عالَم وجود، چیز...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :این مصاحبۀ دکتر سروش ب...

بسم الله الرحمن الرحیمصحیفه سجادیه قسمت دوم :و هرگونه نافرم...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :متن و ترجمه روایت به ش...

سخن دوست نکوست ...

🔴آیا دزدیدن ابرها ،صحت دارد ⁉️1⃣قسمت اول سرقت ابرها صحت دارد...

Custom bride part : ۲۰

#My_deity#part1☆ویو پسرِ خدا☆ لنگان لنگان به سمت جنگل رفتم د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط