سناریو درخواستی BTS
وقتی داریم با دوستمون حرف میزنیم ولی اونا گوشی رو ازمون میگیرن تا یکم[اهم اهم...فهمیدین؟]انجام بدن
نامجون :
داشتی با دوستت درمورد یکی از دخترای محل کارت حرف میزدی که اصلا ازش خوشت نمیومد که یهو نامجون گوشی رو ازت گرفت و گفت :
بیبی واقعا نیازت دارم خواهش میکنم تمومش کن این حرفارو
دوستت پشت تلفن : عههه ا/ت جون من خدافظ مزاحمتون نشم(قطع میکنه)
ا/ت : واییییی خاک به سرم ابرو نداشتم رفت😬😥
نامجونم ا/ت رو براید استایل بغل میکنه و میرن به سمت اتاق و.....بقیش به ما ربطی ندارهههه🙄
شوگا :
ساعت ۱۲ و نیم شب بود شوگا خواب بود اما تو خوابت نمیومد پس زنگزدی به دوستت کلی باهم حرف زدین که یهو گوشی توسط شوگا از دستت کشیده شد
شوگا : ا/ت خواهش میکنم خدافظی کن واقعاا میخوامتت(اروم)
ا/ت خدافظی میکنه و میگه :
تو که خواب بودی
شوگا : تودمو زده بودم به خواب اما دیدم نتونستم تحمل کنم
ا/ت : از دست تو
و........من رفتم نمازمو بخونم
جین :
داشتی با دوستت درباره کار صحبت میکرده که جین میاد جلوت و با اشاره بهت میفهمونه که قطعش کنی
توام که خودت همنیازش داشتی سریع خدافظی کردی و...رفتین اتاق بخوابین📿
جیهوپ :
ایشون صبر میکنه حرفای تو و دوستت تموم بشه بعدش میبرت اتاق و....چه خبرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
جونگکوک :
این اقا بدون هیچ صبری گوشیو میگیره قطع میکنه و تورو میبره اتاق و اره دیگه
جیمین :
وقتی داشتی با دوستت حرف میزدی جیمین اکند کنارت نشست و یه حوری نگات کرد که خودت فهمیدی
توام یه جوری دوستتو پیچوندی و...بقیه اش هم میدونین دیگه
تهیونگ :
مثل جونگکوک
نامجون :
داشتی با دوستت درمورد یکی از دخترای محل کارت حرف میزدی که اصلا ازش خوشت نمیومد که یهو نامجون گوشی رو ازت گرفت و گفت :
بیبی واقعا نیازت دارم خواهش میکنم تمومش کن این حرفارو
دوستت پشت تلفن : عههه ا/ت جون من خدافظ مزاحمتون نشم(قطع میکنه)
ا/ت : واییییی خاک به سرم ابرو نداشتم رفت😬😥
نامجونم ا/ت رو براید استایل بغل میکنه و میرن به سمت اتاق و.....بقیش به ما ربطی ندارهههه🙄
شوگا :
ساعت ۱۲ و نیم شب بود شوگا خواب بود اما تو خوابت نمیومد پس زنگزدی به دوستت کلی باهم حرف زدین که یهو گوشی توسط شوگا از دستت کشیده شد
شوگا : ا/ت خواهش میکنم خدافظی کن واقعاا میخوامتت(اروم)
ا/ت خدافظی میکنه و میگه :
تو که خواب بودی
شوگا : تودمو زده بودم به خواب اما دیدم نتونستم تحمل کنم
ا/ت : از دست تو
و........من رفتم نمازمو بخونم
جین :
داشتی با دوستت درباره کار صحبت میکرده که جین میاد جلوت و با اشاره بهت میفهمونه که قطعش کنی
توام که خودت همنیازش داشتی سریع خدافظی کردی و...رفتین اتاق بخوابین📿
جیهوپ :
ایشون صبر میکنه حرفای تو و دوستت تموم بشه بعدش میبرت اتاق و....چه خبرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
جونگکوک :
این اقا بدون هیچ صبری گوشیو میگیره قطع میکنه و تورو میبره اتاق و اره دیگه
جیمین :
وقتی داشتی با دوستت حرف میزدی جیمین اکند کنارت نشست و یه حوری نگات کرد که خودت فهمیدی
توام یه جوری دوستتو پیچوندی و...بقیه اش هم میدونین دیگه
تهیونگ :
مثل جونگکوک
- ۹۳.۹k
- ۲۲ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط