{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
آب جیره بندی شده بود

آن هم از تانکری که
یک صبح تا شب
زیر تیغ آفتاب مانده بود ،

مگر میشد خورد ؟

به من آب نرسید ،
لیوان را به من داد و گفت :

“من زیاد تشنم نیست ،
نصفش رو خوردم
بقیه ش رو تو بخور ،

گرفتم و خوردم”

فرداش بچه ها گفتن که
جیره هرکس نصف لیوان آب بود !
دیدگاه ها (۳)

خونه‌ی سه شیطونپارت ۴ — نقشه‌ی رهاجونگکوک از صبح یک لحظه هم ...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶 #پارت_70سر میز نشستم خواستم قاشقی...

وقتی بچتون گم میشه P³با یکم سردی گفت *عزیز دلم بازم باید حوا...

پارت دوازدهم《خونه》《Custom kiss》 ویوتهیونگ:...

چند پارتیـــــــــ🩷🍼ـــــــــوقتی میخوای خبر بارداریتو بهش ب...

وقتی پریود بودی💙پارت ۱روایت از زبان ماکیلا:با درد شدیدی توی ...

بگین ببینممن بخوام بگم خببب 3 سال پیش قشنگ یادمهتو اتاقم بود...

پارت: 11 (بخش1) **زاویه دید: زین**آفتابِ اواخر تابستان مثل ی...

جدایی

Custom bride part : 8

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط