سایه ای در قاب

سایه ای در قاب
𝑃𝑎𝑟𝑡 𝑡𝒉𝑟𝑒𝑒

گروه تیهونگ ( خون سرخ )
از زبان تهیونگ
همیشه از اذیت کردن اون کودن فیلیکس خوشم میومد مرتیکه فک کرده کیه ( این فقط یه فیکه و قصد توهین نداریم 💕 )
واسشون مروارید سرخ و روکا رو فرستادم من و هیون هم رفتیم برای خراب کردن عملیات مثلا فوق سریشون
از زبان جنی یا همون مروارید سرخ
با روکا رفتیم اونجا دیدیم دارن راجب عملیات حرف میزنن خوشحال بودم که اماده نیستن
به سیم چین توی دستم نگاه کردم و بعد به جعبه برق رو به روم
جنی : خاموشی رو روشن کن عزیزم ( با خنده )
و برق ها رو قطع کردم
روکا : خب بیا از در پشتی بریم
جنی : حله لیدی
بدو بدو رفتیم رسیدیم به سالنی که توش نشسته بودن تفنگو از جیبم در اوردم
قصدم بیهوش کردنشون بود ولی نبودن خورد تو ذوقم ولی از کجا فهمیدن
روکا : بیا برگردیم
جنی : بریم
شبیه لشکر شکست خورده برگشتیم اخه این چه شانسیه من دارمممممم ( نمیخوای بده مننن )
از زبان روکا
برگشتیم پیش تهیونگ و اون هم گفت که اشکالی نداره گفتم که بهتره برم استراحت کنم
روکا : بچه ها من میرم بخوابم
هیون : اره برو استراحت کن
رفتم که بخوابم ولی اون صحنه ها توی جنگل اصلا از ذهنم پاک نمیشد خیلی سعی کردم بخوابم ولی نتونستم
صبح شده بود رفتم برای خودم قهوه درست کنم که تهیونگ اومد تو اشپزخونه و با چشمای پف کرده من روبه رو شد
تهیونگ : ببینم تو خوبی؟
روکا : ا....اره
تهیونگ : امروز بریم خرید چون امشب به جشن مهمی دعوت شدیم
روکا : جشن کی؟
با اسمی که تهیونگ گفت مو به تنم سیخ شد......
@lim.mia2011
#فیک #فلیکس #اسا #رزی #شوگا #داستان #جنایی #داستان_جنایی #چند_پارتی #کیپاپ #فیک_کیپاپ
#تهیونگ #روکا #جنی #هیونجین اکسپلور
دیدگاه ها (۰)

𝐎𝐧𝐞 𝐌𝐨𝐧𝐭𝐡 𝐖𝐢𝐭𝐡 𝐓𝐚𝐞𝐡𝐲𝐮𝐧𝐠 | یک ماه با تهیونگ𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐صبح روز بعد...

first love

《نوری در دنیای مرده ها》پارت ⁵ویو تهیونگ که یهو یونا داد زد: ...

true Love①⑧دست تهیونگ رو گرفته بودم ا/ت: من هنوز باورم نشده ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵¹ویو: جونگ کوک× وایی خداااکوک این...

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

Cruel Love پارت ۴ ‌ تهیونگ گفت که چهار تایی بریم بیرون (لار...

پارت ۱۹ (هنوز توی فلش بگ‌ تهکوکه)«نمیخوای بشینی پسرکم؟؟»«حتم...

وقتی طراح لباسشی و اون عاشقته... ℙ𝕒𝕣𝕥۱"خواندن این فیک بدون ʟ...

پارت ۲۲:

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط