{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو

سناریو
درخواستی
وقتی توی خونه تنهایی و داری با آهنگ باتر اسکل بازی در میاری و یکدفعه اونا میان خونه😬

نامجون: یا خدا ا.ت مطمئنی حالت خوبه؟

جین: خدایا مردم زن دارن ما هم زن داریم که نه یه اسکل داریم خدایا نگاش کن😐🙄

یونگی: فکر کنم باید یه روانپزشکی چیزی ببرمت😐

جیهوپ: هاااا؟؟؟ من اینهمه وقتمو پات گذاشتم که یادت بدم عین آدمیزاد با آهنگ برقصی که الان اینجوری با باتر اسکل بازی در بیاری؟ ای خدایا به من صبر بده🙄

جیمین:*نگاه تاسف بار* هعی خدا...لااقل یذره عقل توی کله ی این اسکل میذاشتی که الان من نخوام با همچین صحنه ای رو به رو بشم..

تهیونگ: یا هفت جد بنگتن...یکی اینو از برق بکشه چت شده؟؟😬

جونگ کوک: من الان نمیدونم برای چی داری اینکارو میکنی...ولی حدس میزنم تاثیرات کارای دیشبه...
دیدگاه ها (۳)

رمان (پسری که زود بزرگ شد) چپتر ۱

😂🐰💜 ~ مینگیو توی لایوش به جونگکوک زنگ زد؛ نتیجه؟ مسخره‌بازی ...

پارت ۱۲جونگ کوک:بیا اینم هم پول و هم پلی استیشن اونم همون رن...

وقتی مجبور بودی نقش معشوقه اش رو بازی کنی💚پارت ۲و امروز قرار...

۴۳part جونگکوک همان‌طور که نگاهش به موبایلش بود لب زد: «ساعت...

p2☆فاجعه ای به نام ما☆ویو لونارفتم که اماده بشم اون دوتا اسک...

*عشق در اعماق یک مافیا* پارت 2اون‌قدر خسته بودم که نفهمیدم چ...

تاریکی زیر پوست نور. پارت اول.

My lovely neighbor part : 59

سناریو ورژن انهایپن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط