{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دریا شده است خواهر و من هم برادرش

دریا شده است خواهر و من هم برادرش
شاعرتر از همیشه نشستم برابرش

خواهر سلام! با غزلی نیمه آمدم
تا با شما قشنگ شود نیمِ دیگرش

خواهر! زمان زمانِ برادرکُشی است باز
شاید به گوش ها نرسد بیتِ آخرش

می خواهم اعتراف کنم: هر غزل که ما
با هم سروده ایم، جهان کرده از بَرَش

با خود مرا بِبَر که نپوسد در این سکون
شعری که دوست داشتی از خود رهاترش

دریا سکوت کرده و من حرف می زنم
حس می کنم که راه نبردم به باورش

دریا! منم، همو که به تعداد موج هات
با هر غروب خورده بر این صخره ها سرش

هم او که دل زده است به اعماق و کوسه ها
خون می خورند از رگِ در خون شناورش

خواهر! برادر تو کم از ماهیان که نیست
خرچنگ ها مخواه بریسند پیکرش

دریا سکوت کرده و من بُغض کرده ام
بُغض برادرانه ای از قهر خواهرش

💗 💗 تقدیم به آبجی نگـــــار :( 💗 💗
دیدگاه ها (۴۷)

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۰ *سانیار*گذاشتمش زمین که گفت : ا...

چند پارتی بازی ممنوع

دریا شده است خواهر و من هم برادرششاعر تر از همیشه نشستم براب...

دریا شده است خواهر و من هم برادرش شاعـــرتر از همیشه نشستــ...

احمدرضا احمدی

وقت اگر داری کلامی با تو درد و دل کنم ، شاید از این گفتگو آر...

⁶⁸**ا/ت:** «می‌دونم... اما اون نمی‌خواستم کسی بدونه....» **...

فیک ٢۵

⭕️ عشق غرور ⭕️ قسمت دوازدهمبه کمک پدر جایی را به عنوان مطب ...

{سناریوی شماره ۸} || پارت چهل دوم ||نام سناریو: 《 قلبی از سن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط