{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دریا شده است خواهر و من هم برادرش

دریا شده است خواهر و من هم برادرش
شاعر تر از همیشه نشستم برابرش
خواهر سلام! با غزلی نیمه آمدم
تا با شما قشنگ شود نیم دیگرش
می‌خواهم اعتراف کنم هر غزل که ما
با هم سروده‌ایم، جهان کرده از برش
خواهر زمان، زمان برادرکشی است باز
شاید به گوش‌ها نرسد بیت آخرش
با خود ببر مرا که نپوسد در این سکون
شعری که دوست داشتی از خود رهاترش
دریا سکوت کرده و من حرف می‌زنم
حس می‌کنم که راه نبردم به باورش
دریا منم! هم‌او که به تعداد موج‌هات
با هر غروب خورده به این صخره‌ها سرش
هم او که دل زده‌است به اعماق و کوسه‌ها
خون می‌خورند از رگ در خون شناورش
خواهر! برادر تو کم از ماهیان که نیست
خرچنگ‌ها مخواه بریسند پیکرش
دریا سکوت کرده و من بغض کرده‌ام
بغض برادرانه‌ای از قهر خواهرش
دیدگاه ها (۲۰۷)

مرد بی رحم

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۰ *سانیار*گذاشتمش زمین که گفت : ا...

از اونجایی که اصرار کردین پارته آخر رو بزارم منم عصبانیتمو گ...

دریا شده است خواهر و من هم برادرششاعرتر از همیشه نشستم برابر...

دریا شده است خواهر و من هم برادرش شاعـــرتر از همیشه نشستــ...

احمدرضا احمدی

دفن #حضرت_رقیه سلام الله علیها با زنجیرهای اسارت⛓ #سوم_محرم✔...

وقت اگر داری کلامی با تو درد و دل کنم ، شاید از این گفتگو آر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط