{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مقدمه رمان

مقدمه رمان

انیا ۱۷ سال ،دامیان ۱۸ سال ، بکی ۱۸ سال دارند.

و اگر شخصیت جدیدی اضافه بشه مشخصاتش را بهتون اعلام می کنم .

امتحانات انیا و دامیان و بکی بقیه تازه تمام شده و تابستان شروع شده .

یور برای ادمکشی و لوید برای کارهای جاسوسی برای ۳ماه نیستند و به انیا هم گفتن که به سفر کاری می روند.

راستی تا یادم نرفته بگم که هندلر (رئیس لوید) برای اینکه نزدیک شدن به داناوان به صورت دانش پژوه عالی شدن انیا جواب نداد خب نداد که نه داد اما نه به اون صورت که اطلاعات زیادی به دست بیاورند برای همین هندلر توی شغل ظاهری لوید (روانشناس) تغییراتی داد و لوید یک ترفیع زیاد بهش داد و لوید الان رئیس بیمارستانه به خاطر همین وضع مالی شان خیلی خوب شده و توجه داناوان را هم برای انتخاب انیا به عنوان عروس خیلی زیاد کرده
بگم که دامیان و بکی از قدرت انیا خبر دارند اما انیا برای حفظ ماموریت یک دروغ های ریزی را هم گفته .
بعد و انیاخانه ی جدا گرفته و جدا از یور و لوید زندگی می کند.
دیدگاه ها (۱)

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۱ پارت ۱ شب‌های شهر «برلنت...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل۱ پارت ۲ ‌آنیا سعی کرد نگاهش...

جزعیات رمانم🩷

گل لیلیوم پارت ۱آنیا! آنیاااااااا! پاشو دیرت شده آنیا:آخ آخ ...

P16خونه فورجر ها انیا:من اومدم یور:خوش اومدی اندر:تا این مقه...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۹‌فلش‌بک - خاطرات ۱۴...

پارت شانزدهم [فصل اول] | شب قبل از آزمون 📚🌙چند روز از اعلام ...

آوای شب پارت ۱۱ویو انیا رو پاهاش نشسته بودم ، 🍅🍅🍅 خیلی خجالت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط