{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🔴 روایتی از حادثه ایذه از قول یکی از شاهدین در صحنه:

🔴 روایتی از حادثه ایذه از قول یکی از شاهدین در صحنه:

🔹ماشینه میاد پیش مامورا بهش میگن نرو‌ اون سمت شلوغیه. میگه خونه‌ام اونجاست و میره. اینها که دیده بودن ماشینه با مامورها صحبت کرده میگن حتما از اونها است. رگبار رو می بندن به ماشین
دیدگاه ها (۰)

تکاپو پارت 103:با الیزابت میرم... 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍بعد از اتفاق دفت...

Part: 11 ادامه پارت قبل=موری: آکوتاگاوا کون تو تا چند روز...

🐶: قبلا توی بابلم بهش اشاره کردم ولی یکی نوشته بود که از وقت...

P17چون مستقیم از کمپانی اومده بود کافه لباسای رسمیش تنش بود،...

ران با دیدن این صحنه دستشو مشت کرد وعصبانی شد نه بخاطر نانسی...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟔بالاخره بعد از ساعت ها ماشین سواری به ...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.8ا.ت:درسته کوک:......

ابلیس

🔴روایت حسین زبرجد از حادثه ایذه از قول یکی از شاهدین در صحنه...

روایت حسین زبرجد از حادثه #ایذه از قول یکی از شاهدین در صحنه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط