{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از آن شبے🌌 ڪه زجر مرا دست عمه داد

از آن شبے🌌 ڪه زجر مرا دست عمه داد
لڪنت زبان من،
نه،
مداوا نمے شود

پیر زنے ڪه موے😭 مرا مے ڪشید گفت:
زلفے ڪه سوخته
گره اش وا نمے شود...

#رقیہ‌تمومِ‌زندڱےِ‌منہ❤ ️🍃
دیدگاه ها (۱)

ازآن دمی که زجرمرادست عمه دادلکنت زبان من مداوا نمیشودپیره ز...

جنون شبیه طفل تو شیدا نمی شودزین پس کسی بقدر تو لیلا نمی شود...

السلام علیک یا حامل اللوا الحسین علیه السلاممجنون شبیه طفل ت...

تشنگی شعله شد و چشم ترش را سوزاندهق هق بی رمقش دور و برش را ...

#مرثیه‌حضرت‌رقیه‌سلام‌الله‌علیها‌ویران‌نشینویران‌نشین شدم که...

از دردهایم با تو میگویم پدرجاناز گوشواره از النگویم پدرجانتن...

﷽ ❀#حضرت_رقـیہ_سبالای ناقه موی مرا باد می کشیدپایین ناقه چک...

بعد تو بابا تمام زندگانی آه بود چشم تو از دردهای سینه ام آگا...

‌#یا_رقیه (س)‌‌السلام علیک یا سیدتنا رقیة علیکِ تحیة والسلام...

لیلی بنشین خاطره ها را رو کن...لب وا کن و با واژه بزن جادو ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط