عشق در گنگ

پارت دهم ۱۰

۱
۲
۳
شروع 🎬

ا.ت آنقدر همه رو زد که وارد محدوده تومان شده بود
ا.ت خیلی جلورفت که به کاپیتان ها
و معاون ها رسید

کازوتورا =برای چی تومان ترک کردی تو خودت همراه ما اون تاسیس کردی حالا میای به ما یعنی به خونه خودت خیانت میکنی 🐯

ا.ت=تومان دیگه خونه من نیست خونه به جایی میگن که همه توش شاد باشن رضایت کامل داشته باشن که من هیچکدوم از این حس هارو نداشتم

که ا.ت با یه حرکت کازوتورا را رو نقش بر زمین کرد

چیفویو=ولی ما دوست نداریم هیچ کدوم بهت آسی. . .
حرفش تموم نشد که ا.ت با یه حرکت اونم نقش بر زمین کرد

سانو=ا.ت دید دو سه نفر دارن بهش حجوم میارن که یه باتوم از خدا قرض کرد زد همه رو نفله کرد که ناگهان دراکن یهو از آسمان به زمین از طرف خداوند فرستاده شد یه مشت به ا.ت زد ، ا.ت یکم به اون طرف پرت شد اما خودشو جمع کرد صاف وایساد

اسمایلی =فکر نکنم بعد از این جنگ به تومان برگردی درسته پس بهتره مثل یه دعوایی که کسی کسی نمیشناسم رفتار کنیم 😁

که ا.ت با این حرف عصبی شد چون ا.ت حس کرد اونا دارن مثل یه بچه باهاش رفتار میکنن که رفت زد همه رو شَل پَل کرد که . . .

به مایکی رسید



ببخشید دیروز میخواستم پارت بزارم ولی خیلی دیر شده بود دیگه دست رسی به گوشی نداشتم
نظرتون بگین 💌
شاید یه پارت دیگه گذاشتم نمیدونم

👋👋👋👋👋👋👋👋
دیدگاه ها (۶)

سناریو بونتن پارت۸

ساعت سه شب بود که فلیکس بخاطر گرمای زیاد بدنش از خواب بیدار ...

سناریو ایدل رویایی پارت ۵

سناریو ران پارت یک

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

سناریو سائه پارت اخر

𓆩🦋 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 🦋𓆪پارت چهارم | «تقریباً لو رفت»روز بعد، ا/...

سناریو سو پارت اخر

نیمه شب بودچان رو کاناپه دراز کشیده بود چون که ظهر با ا/ت بح...

𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐞𝐝𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐚𝐲 | روز ازدواج𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏صبح زود خونه از همیشه شلو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط