یتیم های من
𝗣𝗮𝗿𝘁:۷۸
" ویو جنا"
.
گفتم که این لباس الکی بود فاییده ایی نداشت.
لباش که رو گردنم میشست مور مورم میشد.
اون اولا بهتون گفته بودم بدم میاد از لمس شدن.
ازیتم میکنه و عصبیم میکنه.
ولی بعد اون چندباری توسط این بَشَر لمس شدم.
نتونستم خودم کنترل کنم.
ولی دلیلی نمیشه خوشم بیاد.
تحملش سخته.
اینکه نتونی مانع شی.
لباش رو گردنم حرکت میکرد.
تازه توحه کردم.
ولی نمیدونم از کِی دارم بازوش و چنگ میگیرم.
یه دفعه احساس سوزش رو ترقوه ام کردم.
گاز محکمی ازش گرفت و حدا شد.
با درد اعتراض گفتم
جنا: این چه کاری بود کردی!؟
کوک: تو چته عین گربه چنگ میندازی حالا کاری نکردم.
دهن باز کردم جیغ جیغ کنم سرش.
ولی دستشو جلو دهنم گزاشت انداختم رو تخت.
کوک: هیس هیس ساکت باش..
دست دیگه اش زیر سرم بود.
که بعد مکثی
دور گردنم چرخید به سینم رسید.
واقعا سخته..خو مگه مجبوره انقدر دستمالیمکنه!؟.
از همه بد تر باید قید خجالت کشیدن و بزنم!؟
دستشو اروم از رو دهنم کنار کشید.
ولباش و بهم چسبوند
" ویو جنا"
.
گفتم که این لباس الکی بود فاییده ایی نداشت.
لباش که رو گردنم میشست مور مورم میشد.
اون اولا بهتون گفته بودم بدم میاد از لمس شدن.
ازیتم میکنه و عصبیم میکنه.
ولی بعد اون چندباری توسط این بَشَر لمس شدم.
نتونستم خودم کنترل کنم.
ولی دلیلی نمیشه خوشم بیاد.
تحملش سخته.
اینکه نتونی مانع شی.
لباش رو گردنم حرکت میکرد.
تازه توحه کردم.
ولی نمیدونم از کِی دارم بازوش و چنگ میگیرم.
یه دفعه احساس سوزش رو ترقوه ام کردم.
گاز محکمی ازش گرفت و حدا شد.
با درد اعتراض گفتم
جنا: این چه کاری بود کردی!؟
کوک: تو چته عین گربه چنگ میندازی حالا کاری نکردم.
دهن باز کردم جیغ جیغ کنم سرش.
ولی دستشو جلو دهنم گزاشت انداختم رو تخت.
کوک: هیس هیس ساکت باش..
دست دیگه اش زیر سرم بود.
که بعد مکثی
دور گردنم چرخید به سینم رسید.
واقعا سخته..خو مگه مجبوره انقدر دستمالیمکنه!؟.
از همه بد تر باید قید خجالت کشیدن و بزنم!؟
دستشو اروم از رو دهنم کنار کشید.
ولباش و بهم چسبوند
- ۲۱.۲k
- ۰۲ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط