Part 11
Part 11
یونگ سو : حالم بهم خورد
هاری : اینارو ول کنید کلاس دیر شد
همه میرن سر کلاس
بعد کلاس
ا،ت ویو
رفتم خونه دیدم لی جون بهم پیام داده
صفحه پیامش
لی جون : ببین ،ات شنیدم با کوک اکی شدی دست از سر تهیونگ برداره تهیونگ ماله منه
ا،ت: فعلا که کوک به هر،،زه های مثل تو نیاز نداره و من و انتخاب کرده نه تو
تا بهش جواب دادم سین زد
لی جون : دختره اسکل تو اصلا نمیدونی کوک رفته با یه دختر دیگه اکی شده
نمیدونم چرا ولی وقتی اینو گفت انگار یه سطل آب یخ روم خالی کردن
ا،ت : هر،ز،ه بدبخت میخواد دروغ بگی که رابطه منو کوک رو خراب کنی
لی جون: اگه باور نداری برو از خوده کوک بپرس
واقعا استرس گرفتم نکنه داره راست میگه سریع رفتم تو چت کوک
ا،ت: کوک لی جون اومده میگه تو با یکی دیگه اکی شدی راست میگه
یک ساعت بعد ا،ت ویو
الان. یک ساعت میگذره که یهو دیدم کوک جواب داده
کوک: خوب لی جون راست میگه
ا،ت: یعنی چیی
کوک : ا،ت باهات صادق باشم
ا،ت: اره
کوک :
ادامه در کامنت ها
یونگ سو : حالم بهم خورد
هاری : اینارو ول کنید کلاس دیر شد
همه میرن سر کلاس
بعد کلاس
ا،ت ویو
رفتم خونه دیدم لی جون بهم پیام داده
صفحه پیامش
لی جون : ببین ،ات شنیدم با کوک اکی شدی دست از سر تهیونگ برداره تهیونگ ماله منه
ا،ت: فعلا که کوک به هر،،زه های مثل تو نیاز نداره و من و انتخاب کرده نه تو
تا بهش جواب دادم سین زد
لی جون : دختره اسکل تو اصلا نمیدونی کوک رفته با یه دختر دیگه اکی شده
نمیدونم چرا ولی وقتی اینو گفت انگار یه سطل آب یخ روم خالی کردن
ا،ت : هر،ز،ه بدبخت میخواد دروغ بگی که رابطه منو کوک رو خراب کنی
لی جون: اگه باور نداری برو از خوده کوک بپرس
واقعا استرس گرفتم نکنه داره راست میگه سریع رفتم تو چت کوک
ا،ت: کوک لی جون اومده میگه تو با یکی دیگه اکی شدی راست میگه
یک ساعت بعد ا،ت ویو
الان. یک ساعت میگذره که یهو دیدم کوک جواب داده
کوک: خوب لی جون راست میگه
ا،ت: یعنی چیی
کوک : ا،ت باهات صادق باشم
ا،ت: اره
کوک :
ادامه در کامنت ها
- ۲۷.۳k
- ۱۸ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط