{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حالا دیگه تو رو داشتن خیاله

حالا دیگه تو رو داشتن خیاله
دل اسیر آرزوهای محاله
غبار پشت شیشه میگه رفتی
ولی هنوز دلم باور نداره

حالا راه تو دوره
دل من چه صبوره
کاشکی بودی و می دیدی
زندگیم چه سوت و کوره

آسمون از غم دوریت
حالا روز و شب می باره
دیگه تو ذهن خیا بون
منو تنها جا می ذاره

خاطره مثل یه پیچک
می پیچه رو تن خسته م
دیگه حرفی که ندارم
دل به خلوت تو بستم
دیدگاه ها (۳)

حس همیشه داشتنهنه عشق و دلبستگیهنه قصه گسستنهنه حرف پیوستگیه...

تن تو کو ، تن صمیمی تو کوتنی که جون پناه من نبودعطوفت تن تکی...

هیچ ، تنها و غریبیطاقت غربت چشماتو ندارههر چی دریا رو زمینهق...

هیچ ، تنها و غریبیطاقت غربت چشماتو ندارههر چی دریا رو زمینهق...

P6ویو نویسنده الان دو روز گذشته و امروز قراره کل مدرسه برن ...

برده عمارت جئون

یه تک‌پارتییی جدید از تهیونگگگگگ شیییی؟؟:))) به قلم لینا؟:) ...

پارت ۱۶: پایانِ داستان… و شروعِ یک زندگیغروب بود. آسمون رنگِ...

سناریو جونگکوک

دید پنهان انفجار اشکار

پارت پانزدهم بعد از ظهر، وقتی بالاخره فشردگی کارهای روزانه ک...

📖 طنین سکوت (Echoes of Silence)پارت نوزدهم: اعتراف در غبارِ ...

داستان زندگی منپارت:18+بعد رفتن شوگا یکم دیگه نوشیدنی خوردیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط