حنا بندان جنوب اشک و لبخند بهم آمیخته است. اغلب مادرها و

حنا بندان جنوب اشک و لبخند بهم آمیخته است. اغلب مادرها و خواهرها دور عروس که لباس سبز پوشیده و به مخدعه تکیه زده می‌چرخند و دخترها سینی حنا که بسته به فصل با گل‌های یاس محلی یا محمدی تزئین شده، می‌چرخانند.
خاله‌ها حال غریبی دارند. جای مادر که سعی می‌کند خوددار باشد گریه می کنند و می‌خوانند:

امشب حناش می‌بندم
خشت طلاش می‌بندم
اگر حنا نباشه
سایه‌ی خداش می‌بندم...

یک عده هم می‌خوانند:

امشب گلت رو می‌برن
جان دلت رو برن
مهر نمازت رو می‌برن
محرم رازت می‌برن

و اشک و اشک و کل و ریختن گل و شکلات و سکه و پول روی سر عروس
و فین فین آهسته عروس و با دستمال اشک از گوشه‌ی چشم گرفتن....

خب حالا چه کند عروسی که جای حنا
خون نشسته روی دست‌هاش؟


#جنگ_عروسی
#سیریک
دیدگاه ها (۱)

بشنوید از یاران دامادای طرف تخت طلا واُو طرف تخت طلاعروس خان...

تا چشم باز کرد فهمید هیچکس او را نمی فهمد. هیچکس نمی تواند ...

💫 ألسَّلٰامُ عَلَیکَ یٰا عَلی اِبنِ موسَی أَلرّضٰآ هر که مش...

تک‌پارتییی جدید از شوگاااا؟؟ خانه، غروب. نور خورشید از پنجره...

پارت دو داستان دلبر بال و پر شکسته

حسن زینلی مقدم شاعر زاهدانی

میگل2 قسمت6جمع که کمی به خاطر غیبت شهروز پر استرس شده بود با...

#پارت_۲۰۶ #آخرین_تکه_قلبم به قلم #izeinabii لحظه ی خداحافظی ...

هیچ می دانستید در مورد مداحی که ملاباسم کربلایی برای زائران ...

هیچ می دانستید در مورد مداحی که ملاباسم کربلایی برای زائران ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط