{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از مرگ نـــمی ترسم

از مرگ نـــمی ترسم
من فقط نگرانم
که در شلوغی آن دنیا
مــــادرم را پیدا نکنم ...

سرم را نه ظلم می تواند خم کند ، نه مرگ ، نه ترس
سرم فقط برای بوسیدن دست های تو خم میشود مادرم

مادر ، من هرگز بهشت را زیر پات ندیدم ؛ زیر پای تو آرزو هایی بود که از آن گذشتی به خاطر من

مادر
روسری ات را بردار تا ببینم بر شب موهایت چند زمستان برف نشسته است تا من به بهار رسیده ام !!


به جرم اینکه بهشت زیر پایشان بود دنیا را برای خود جهنم کردند !!

به سلامتی مــــــــــادر ها
دیدگاه ها (۲)

به جرم اینکه بهشت زیر پایشان بود دنیا را برای خود جهنم کردند...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :شباهت‌هایی بین این عال...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت سوم :ب)- شاید توبه کرده باشن...

قسمت ۶

★دستبند ما؟!...p⁴پدرم که از تعجب و عصبانیت هیچی نمیگفت، با د...

Nine

رمان لونا و ویلیام : قسمت ۱۴

Part:2🕸لوسا مثل یک کَنه به یونگی چسبیده بود هرگاه او از خانه...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❸_بخش دوم_می‌نشینم"مامان اون فوق العاده ست باید ...

چند پارتی بازی ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط