{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت دو فیک مافیا کره

پارت دو فیک مافیا کره
که ات گفت
ات: اقای کیم تموم شد ؟!
تهیونگ : بله خانم چاگیا میخواید برسونمتون ؟!
ات : زحمت میشه
تهیونگ : نه بابا چه زحمتی
ات : ممنون
ات و تهیونگ رفتن بیرون و بارون می بارید سریع به سمت ماشین تهیونگ رفتن و سوار شدن و هیچ حرفی نزدن و رسیدن خونه ات
ات : ممنون آقای کیم
تهیونگ : خواهش می کنم کاری نکردم
ات : ( لبخند)
ات : خداحافظ
تهیونگ : خداحافظ
ات رسید و دراز کشید تا فردا رفت و حمام کرد و اومد و رفت سرویس بهداشتی و مسواک زد و اومد و خوابید
(ویو تهیونگ )
تهیونگ رسید خونه و دراز کشید و خوابش نمی یومد پس رفت تو گوشی و بعد یک ساعت خوابش برد
ویو فردا صبح
........
۲۰ لایک
دیدگاه ها (۴)

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

{استاده جدید}پارت دوم... ساعت از دوازده گذشته بود.ات هنوز رو...

part:34که جیمین خونش به جوش اومد و با چشمای که حسادت ازش موج...

《اسیر یک قرارداد》پارت ۸مین‌جو: تو اینجا چیکار می‌کنی؟سومیاو ...

مربی موتور سوار

رمان

ساعت ۹ شب بود. اَت از عصر منتظر تهیونگ بود تا باهم شام بخورن...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستن(فصل۲)

#میکاپ_آرتیست_من

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت پنجویو تهیونگات ادرس خونه رو گف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط