{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part:34

part:34

که جیمین خونش به جوش اومد و با چشمای که حسادت ازش موج میزد به ات و هیونجین خیره شد
ات:آره(تک خنده)
که هیونجین توی دوسانتی ات قرار میگیره
ات: نه نه باشه ددی بیا بشین قهر نکن
ات دست هیونجین رو میگره میشونتش کنار خودش
جیمین و رُزی از عصبانیت داشتن منفجر می شدن که رزی بخاطر اینکه عصبانیتش رو پنهان بکنه یه نفس عمیق می‌کشه و روشو برمیگردون سمت جیمین که میبینه از عصبانیت داره منفجر میشه
رُزی:(دم گوش جیمین) بریم دیگه
جیمین:باشه(آروم)
رُزی:(رو به همه)ما دیگه میریم
شوگا:به همین زودی تازه می‌خواستیم بازی هم بکنیم
رُزی:نه امروز خیلی خسته شدم بزاریم برای بعداً
شوگا: باشه
رُزی:(روبه جیمین) جیمینا میشه منو برسونی
جیمین:(داشت به ات فکر میکرد که رزی صداش زد)ها ... باشه(کتشو برداشت) ما رفتیم خداحافظ
همه: خداحافظ

ویو ماشین جیمین:
جیمین پاشو محکم گذاشته بود روی گازو با عصبانیت به جلو خیره شده بود
رزی:, جیمین آروم باش
جیمین:آرومم(عصبی)
رُزی:نگران نباش اونا عاشق هم نیستن اونا از بچگی همینجوری با هم شوخی میکنن
ادمین:فففک نکنم
جیمین:برام مهم نیست چیکار میکنن(یکم عصبانیتش فروکش می‌کنه)
رُزی:معلوم

نکته :ات تصمیم گرفت چند روز خونه ی مامانش بمونه

خونه ی شوگا
ویو هیونجین:
فیلم تموم شد که دیدم ات روی شونم خوابش برده
هیونجین:(رو به نامجون)من ات رو میبرم خونه(آروم)
نامجون:نه من میبرمش تو برو(آروم)
هیونجین:نه خونمون یه(که میرن سرفه کرد)
نامجون:چی!
هیونجین: منظورم اینکه خونه هامون توی یه کوچس (خنده مصنوعی)
نامجون:باشه!
هیونجین ات رو برآید استایل بغل کرد
نامجون: خداحافظ (آروم)
هیونجین: خداحافظ
و هیونجین ات رو برد بیرون و میرن و شوگا و جیهوپ فقط میخندیدن

ویو فردا کمپانی:

ادامه دارد
حمایت😘
دیدگاه ها (۱)

part:33ات:یااا چیکار می‌کنیهیونجین: فهمیدم باید چیکار کنیم ا...

part:32هیونجین: با توام ات میگم چرا زود تر نگفتی (عصبی)ات: ....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط