{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مگسی را کشتم ، نه به این جرم که حیوان پلیدیست بد است ، و

مگسی را کشتم ، نه به این جرم که حیوان پلیدیست بد است ، و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است ، طفل معصوم به دور سر من می چرخید ، به خیالش قندم ، ای دو صد نور به قبرش بارد مگس خوبی بود ، من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد او را کشتم
دیدگاه ها (۳)

گاهی عکسی را می سوزانیم ، گاهی عکسی ما را می سوزاند ، گاهی ب...

خیالت مانند چرت صبحگاهیست ، مدام با خود می گویم پنج دقیقه دی...

قصه ها خوابمان می کنند و غصه ها بی خوابمان . تو در چه حالی ه...

هنگامی که سوار بر تاب زندگی شدی دست روزگار هلت می دهد اما تو...

فصل دوم: طعمِ تلخِ تظاهرا/ت به درِ بسته‌ی حمام خیره ماند. صد...

مشروب انقد تو خونش زیاد شده بود که چشمای ریندو، ران رو دوتا ...

لب از لب باز نکرد. دلش نمی‌خواست الان چیزی بگه. نه حالا که ی...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²¹ویو میکا_____دیگه حتی...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART³⁹(نایون+...

صدایی از کامیل نشنید تازه فهمید تو چه موقعیتی هستن. خودشو مر...

آوای شب پارت ۲۵ویو نویسنده انیا بعد از اون اتفاق دیروز از ار...

#سناریوموضوع:(وقتی عصبانی هستیم و اونا تحر٫یک میشن)«ورژن اند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط