شادی اور(part 27)

_______♡part 27♡______
این دوتا، تا سر همدیگه غر نزنن روزشون شب نمیشه
کوک: خب الان قراره اول کجا بریم؟ (گایز میخوایین ازین به بعد کلا علامت نزارم به اسم بگم؟این پارتو با اسم میزارم تو کامنتا بگین چجوری براتون راحت تره)
سوبین: طبق لیست پیش میریم
کوک:لیست؟
رائون: سوبین دیشب کلی تحقیق کرده و یه لیست درست کرده که امروز و فردا بریم اونجا ها
کوک:واوو
ته:میخوای لیستتو یه بار بخونی؟
سوبین:اوکی، خب الان که صبحونه خوردیم میریم پارک ملی ججو اینجا نوشته..
این پارک 2 مسیر برای پیاده روی دارد که هرکدام زیبایی ها و جذابیت های خاص خود را دارند
مسیر eorimak trail 6.8 کیلومتر طول دارد که از ابتدای پارک ملی جزیره جیجو شروع می‌شود و تا انتهای صخره جنوبی امتداد دارد.
مسیر دوم این پارک yeongsil trail می‌باشد که 5.8 متر طول دارد و از صخره‌های جنوبی پارک شروع می‌شود و می‌توانید 3 ساعت در این مسیر پیاده‌روی کنید و از زیبایی‌های مسیر لذت ببرید°
بعدش میریم جزیره یودو که با کشتی مسافربری از ساحل شرقی جزیره ججو 15 دقیقه فاصله داره اونجا برای اینکه بگردیم باید دوچرخه اجاره کنیم و میتونیم همونجا نهار بخوریم و ساحل صخره ای و اب فیروزه ای رنگشو ببینیم همه اینا 3 ساعت طول میکشه و جزیره یودو بخاطر برداشت محصولات بادام زمینی و بستنی بادام زمینی معروفه بعد ازون کع کل این دو جا میشه 6 ساعت میریم خونه که میشه ساعت 13:00 بعد وسایلمون جمع میکنیم میریم کوه هالاسان که جنگل، کوهستان، ابشار ، حیات وحش و اتش فشان داره میریم اونجا و ابشار و یکم می گردیم و شب همونجا میمونیم و واسه شام .. حالا یه فکری میکنیم روز بعدشم میتونیم توی جنگل بریم اتشفشانو ببینیم و بریم کوهستان حیف که زمستون نیست وگرنه میتونستیم بریم سورتمه سواری اره دیگه همین تموم شد
همه:واوو👏🏻
هوپی: واوو عالیه سوبین
جیمین:فک کنم قراره خیلی بهمون خوش بگذره
تهیونگ: عه نگا فک کنم رسیدیم
*ادامه دارد...*
گایز ببخشید دیر به دیر میزارم باید تحقیق میکردم درموردش بعدم مسافرتیم دیگه نشد ولی سعی میکنم زود به زود بزارم مرسی که حمایت میکنین♡♡♡
لایک و کامنت یادتون نره ♥️🫶🏻
دیدگاه ها (۳)

《نوری در دنیای مرده ها》پارت ⁶ویو یوناکه یهو یک مرد اومد جلو ...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁴⁰ویو میکا_____سکوت سنگی...

پارت ۱۳بالاخره آخر هفته رسید.نیلسو جلوی آینه ایستاده بود و ب...

پارت ۵عشق یا حسرت لباساهارو گرفتم آنا رو بیدار کردن که لباسا...

دیر فهمیدم دیر خواستمتپارت ششمماشین‌ها چند خیابون از انبار ف...

مافیای من

۴۳part جونگکوک همان‌طور که نگاهش به موبایلش بود لب زد: «ساعت...

Iove and the moonPart39ساعت تقریبا 5 بود ازشدت استرس نمیتو...

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : ششم » بعد همه سوار ون ها شدن و راه ا...

Forbidden love①④رینا: دختر نمی‌خوای حرف بزنی؟ سه‌روزه نشسته‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط