{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز سالگرد دوستی من و النا دوستم هست روزی که اشنا شودیم

امروز سالگرد دوستی من و النا دوستم هست روزی که اشنا شودیم جوری بود که دوتامون تو یک مغازه یک کیف خریدیم و تو خیابون هم رو دبدم یهو کیف هامون خوردن بهم و افتادن چون شبیه هم بودن نفهمیدیم کدوم مال کی حالا هر موقع این روز میاد واسه هم کیف عین هم میخریممم😭💓💓
دیدگاه ها (۲)

رمان خون‌آشام من پارت ۴ته : اوو راس میگی خب بگو با دوستم رفت...

وقتی اسپایدرمن بود و تو... ᴘᴀʀᴛ1شاید بگید این ها همش الکی ول...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

پارت سیزدهم کوک. دیدم ات خوشکش زده که گفتم خوب شده بهم میاد ...

Part 11

پارت اول: سایهٔ غریبهمن «میا» هستم، نوزده ساله. توی عمارتِ ب...

زیبای کوچک فریبکار

Like Swan 🦢#like_swan#𝑃𝑇17ویو هویج:نامجون نمی‌دونست دقیقاً ا...

_میدونی دلتنگی چیه؟+نه!_دلتنگی یعنی یه جایی دارم ازتَه دل می...

_میدونی،دلتنگی چیه؟_نه!دلتنگی،یعنی یه جایی دارم، بلند بلند م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط