امشب عشقم راهی حجله گاه عروسش شد !

امشب عشقم راهی حجله گاه عروسش شد !
سخت بود ، درد داشت طعم رقیب را چشیدن !
اسم تو باید هم ردیف اسم من می آمد !
چه شد که همه چیز بهم خورد ؟
چه شد مال او شدی ؟
چه شد من برایت تمام شدم ؟
روز عروسیت آمدم ، در لابلای جمعیت پنهان شدم ، مرا ندیدی
اما من تو را در لباس دامادیت دیدم ! چقدر خواستنی شده بودی
روزی همسر رویاهای من بودی !
اما حالا مرد دیگری شدی !
عروست چقدر به تو میبالید !
چقدر خندان دستانش را دور گردنت
می انداخت و لبخند هایتان چقدر عمیق بود !
من زیر مهر دستهای به هم قفل شده و قلبای ملتهب تو و عروست ، یخ بستم !
برق حلقه ات هنوز هم تن یخی و بهمنی مرا میسوزاند !
برق حلقه ی طلایی دست چپت ، تمام زندگیم را سوزاند . . .
من را تمام کرد !!!
آرامتر برو مسافر من !
آرامتر گام بردار !
بگذار دلم باور کند که دیگر تو مال دیگرانی !
بگذار باور کند که فکر کردن به مردِ دیگران حرام است !
امشب صدای اشک ها و ضجه های من در صدای فنر تخت تو و عروست گم میشود
امشب تو به حجله گاه معشوقت میروی و من دلم را به قربانگاه میبرم !
دیدگاه ها (۳)

درخواستی

My uncle 2(part 1)

**پارت ۱۸**در با صدایِ انفجاری باز شد و نورِ تندِ چراغ‌هایِ ...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part³ "توصیف در یک جمله:پناهگاهِ امن"وقتی از د...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②③_بخش دوم_"بهشون گفتم برن تا بت...

part;8🐣موقع رفتن به مدرسه ها نامجون دست سونا را میگرفت قصدش ...

"آرزوی یه کوچولو که حاصل عشقمون باشه....اما با رضایت شما بان...

#تکپارتیموضوع:(وقتی سه، چهار ماه از رابطه مون میگذره ولی ما ...

🖤 OBSESSION | وسواس پارت دهم: عروسِ دشمنساعت هفت‌ونیم شب.الا...

عنوان سناریو: بازی جاسوس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط