رفتی
رفتی
و بعد از رفتنت
در خود شکستم
از تو تنها چیزی که برایم به جا ماند خاطرات با تو بودن بودنست
و این شکستن بابت رفتن تو پایان تمام حقایق زندگیم بود
کاش شکستنم را دیده بودی !!
کاش بودی و می دیدی که هنوز با دیده پر ز اشک چشم به در دوخته ام !!
هنوز با تمام وجود حست می کنم...
حس با تو بودن و در کنار تو بودن !!
حال که نیستی با تنهایی خو گرفته ام ....
دردهایم را برای دیوار زمزمه می کنم
تا کمی غم دلم در فراقت سبک شود.....!
نمی دانم آیا بازمی گردی ؟!!
آیا فرصت شیرینی دیگر را به من هدیه می کنی ؟
کاش می آمدی و این بار تنهایی را با با تو بودن معامله می کردم!
هر شب بالشم از اشک دیده خیس است
یاد تو تنها خوابیست که هر شب به چشمان خسته من می آید
هر شب احساس می کنم که در کنارم هستی
اما هنگامی که چشم باز می کنم و خود را تنها می بینم
جای خالیت را در آغوش می فشارم و می گریم !!
ولحظات عمر من اکنون تبدیل به روزهای غمگینی شده است
که مرا به اوج نابودی می کشاند
با تمام وجود می دانم که دیگر باز نمی گردی
اما باز می گویم با بغضی در گلو که از رفتنت در خود شکستم
و بعد از رفتنت
در خود شکستم
از تو تنها چیزی که برایم به جا ماند خاطرات با تو بودن بودنست
و این شکستن بابت رفتن تو پایان تمام حقایق زندگیم بود
کاش شکستنم را دیده بودی !!
کاش بودی و می دیدی که هنوز با دیده پر ز اشک چشم به در دوخته ام !!
هنوز با تمام وجود حست می کنم...
حس با تو بودن و در کنار تو بودن !!
حال که نیستی با تنهایی خو گرفته ام ....
دردهایم را برای دیوار زمزمه می کنم
تا کمی غم دلم در فراقت سبک شود.....!
نمی دانم آیا بازمی گردی ؟!!
آیا فرصت شیرینی دیگر را به من هدیه می کنی ؟
کاش می آمدی و این بار تنهایی را با با تو بودن معامله می کردم!
هر شب بالشم از اشک دیده خیس است
یاد تو تنها خوابیست که هر شب به چشمان خسته من می آید
هر شب احساس می کنم که در کنارم هستی
اما هنگامی که چشم باز می کنم و خود را تنها می بینم
جای خالیت را در آغوش می فشارم و می گریم !!
ولحظات عمر من اکنون تبدیل به روزهای غمگینی شده است
که مرا به اوج نابودی می کشاند
با تمام وجود می دانم که دیگر باز نمی گردی
اما باز می گویم با بغضی در گلو که از رفتنت در خود شکستم
- ۲.۷k
- ۲۳ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط