میخواهم همین را بگویم که 

میخواهم همین را بگویم که 
روزی ماهم از پس این‌مسیر طولانی برمی‌آییم
روزی که سختی های راه تمام میشود
روزی که غم جرات بالا رفتن از سر و کولمان را نخواهد داشت
روزی که هوای ابری و غروب روزهای تعطیل دلت را نمیلرزاند
روزی که بعد از رفتن مهمان های مورد علاقه ات خلوت بودن خانه دیگر برایت دلگیر جلوه نخواهد کرد. 
روزی که از پس تمام رنج های زندگی و ملالت های دنیا به خانه ی آخر صفحه بازی میرسی
خانه ی آخری که به تو می آموزد
چطور ضعیف ترین مهره بازی میتواند روزی به ارزشمندترین مهره ی همان بازی تبدیل شود
همین.
دیدگاه ها (۲)

پارت پنجم: «خط و نشان در سایه»نور قرمز هشداردهنده روی دیواره...

میخواهم همین را بگویم که روزی ماهم از پس این‌مسیر طولانی برم...

میخواهم همین را بگویم که روزی ماهم از پس این‌مسیر طولانی برم...

مثلِ ســـــــــــــــرباز

#دلنوشتهدوستی داشتم همیشه میگفتادمارو نباید با قصه ی اجبار ک...

قشنگه👌 دلگیر مباش..!از مرغانی که نزد تو دانه خوردند و نزد هم...

رمان یادت باشد ۱۷۴

میدانی…......... جااااان ؟🌹🌹🌹👌👌👌

بعد از اون آغوش سنگین و پر از اشک، بورام بی‌هیچ حرفی مستقیم ...

زمانیکه پسر بچه ای یازده ساله بودم روزی سه نفر از بچه های قل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط