{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فریدون مشیری :

فریدون مشیری :

هر بامداد

تا نور مهر می‌دمد از کوه‌های دور

من بال می‌گشایم

چابک تر از نسیم

پیغام صبحدم را

با شعرهای روشن پرواز می‌دهم.

انبوه خفتگان را

با نغمه‌های شیرین آواز می‌دهم

از نور حرف می‌زنم

از نور از جان زنده، از نفس تازه، از غرور

اما در ازدحام خیابان

گم می‌شود صدای من و نغمه‌های من

گویند این و آن :

 خود را از این تکاپوی بیهوده وارهان!

بی‌حاصل است این همه فریاد در گوش‌های کر

دیوانه حرف می‌زند از نور با موش‌های کور

بیگانه با تمامی این حرف‌های سرد

من، همچنان صبور با عشق، شوق و شور

انبوه خفتگان را آواز می‌دهم

پیغام صبحدم را پرواز می‌دهم

هر سو که می‌روم

در گوش این و آن

حتی در ازدحام خیابان

از نور حرف می زنم ، از نور ...
دیدگاه ها (۱)

به تماشا سوگندو به آغاز کلامو به پرواز کبوتر از ذهنواژه‌ای د...

این موهبت الهی است که صبحگاه چشم بگشاییم و یادمان بیاید دوست...

نو شدن طبیعت هرچند زیبا اما از سر اجبار است. دست خلقت قدرت ت...

خدای من ... بزرگم کن که کوچک را بزرگ نپندارم بزرگم کن،که هر ...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

ادیت س. ک. س. ی. از لینوو🔥🔥چانیییی🔥🔥__اولین تیزر موزیک ویدیو...

از ترس تا اعتمادpart: 2 ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش دوم_ ریچل_به خانه که برگشتم ویل رفته بود.آ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش ششم_ جولیت_مکس و جارویش نجاتم دادند.سعی می...

The Rival’s Embrace🍂✨️Part¹¹فضای استودیو، ترکیبی از آرامش و ...

The Rival’s Embrace🍂✨️Part¹¹فضای استودیو، ترکیبی از آرامش و ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❷صحبت و حرف فقط باد هوا میباشدبغلم کن که غزل هم ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❽_بخش دوم_میدوم و می‌گردم.کجایی سوروس؟!دستی روی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط