مجنون سرخ چشم پارت ۲۶ (نشبت به عددش سناریو یکم شیرینه)
کاتسوکی: نه خب... و. ولی تو هرچی دوست داری صدام کن... اصلا همون کاچان خوبه
ایزوکو: خب... بعدش چی... قراره چیکار کنیم
کاتسوکی دست ایزوکو رو میبوسه و با عشق نگاهش میکنه
کاتسوکی: هرکاری که تو بخوای.
اون اروم ایزوکو رو زمین میزاره و شروع میکنه اروم اروم به باز کردن زنجیر هاش و هر کدوم رو با عذاب وجدان باز میکنه بهضی وقت ها هم به کرم های ضد سوختگی برای رد جای قلاده ی فلزی فکر میکنه
کاتسوکی: الان بهتری؟ درد نداری؟ گشنته؟ فقط لب تر کن عزیزم
ایزوکو انقدر سرخ میشه گوجه فرنگی میشه
ایزوکو+ کاتسوکی-
+عز... عزیزم؟
-بله دیگه پس چی؟ تو عزیز منی... عروس خوشگلم *اینو در حالی که بینیشو به گردن ایزوکومیماله میگه*
+عروسییییییی؟ چی داری میگی؟ ما هم رو به زور و زحمت میشناسیم من حتی اسمت رو تازه یاد گرفتم!
- بله دیگه... تو عروس خوشگل من میشی
+من که نمیخوام!
-صبر کن... چرا؟... من... من کافی نیستم برات؟... یا... یا هنوز ازم متنفری؟
+چی! نه نه نه نه... ازت خب... متنفر نیستم... ولی این خیلی زوده
-پس چیکار کنیم
+ببین... انسان ها یه چیزی دارن اسمش دوست دختر/پسر عه. قبل عروسی شون اونجوری ان
-چجورین؟
+همون کارای... زن و شوهری رو میکنن... ولی هنوز توی مرحله ی اشنا شدن میمونن و اول اشنا میشن
-اها... این همون رابظه ی نا مش*روع نیست؟
+نهههههههههععهععههههههههههههههههههه
-هههه. شوخی کردم بابا بیا بریم استراحت کنیم.
کاتسوکی ایزوکو رو بغل میکنه و روی تخت میبره و اروم درازش میکنه ولی از اونجایی که میترسه ایزوکو راحت نباشه براش بالش و پتوی مخصوص میگیره و ایزوکو رو از پشت بغل میکنه و سرش رو توی موهاش فرو میبره و اروم اروم زمزمه میکنه و به خواب میرن
- ایزوکو. ایزوکوی من. ممنونم. ممنونم. ممنونم
و حتی گاهی اوقات توی خواب هم اسم ایزوکو رو زمزمه میکنه
ایزوکو: خب... بعدش چی... قراره چیکار کنیم
کاتسوکی دست ایزوکو رو میبوسه و با عشق نگاهش میکنه
کاتسوکی: هرکاری که تو بخوای.
اون اروم ایزوکو رو زمین میزاره و شروع میکنه اروم اروم به باز کردن زنجیر هاش و هر کدوم رو با عذاب وجدان باز میکنه بهضی وقت ها هم به کرم های ضد سوختگی برای رد جای قلاده ی فلزی فکر میکنه
کاتسوکی: الان بهتری؟ درد نداری؟ گشنته؟ فقط لب تر کن عزیزم
ایزوکو انقدر سرخ میشه گوجه فرنگی میشه
ایزوکو+ کاتسوکی-
+عز... عزیزم؟
-بله دیگه پس چی؟ تو عزیز منی... عروس خوشگلم *اینو در حالی که بینیشو به گردن ایزوکومیماله میگه*
+عروسییییییی؟ چی داری میگی؟ ما هم رو به زور و زحمت میشناسیم من حتی اسمت رو تازه یاد گرفتم!
- بله دیگه... تو عروس خوشگل من میشی
+من که نمیخوام!
-صبر کن... چرا؟... من... من کافی نیستم برات؟... یا... یا هنوز ازم متنفری؟
+چی! نه نه نه نه... ازت خب... متنفر نیستم... ولی این خیلی زوده
-پس چیکار کنیم
+ببین... انسان ها یه چیزی دارن اسمش دوست دختر/پسر عه. قبل عروسی شون اونجوری ان
-چجورین؟
+همون کارای... زن و شوهری رو میکنن... ولی هنوز توی مرحله ی اشنا شدن میمونن و اول اشنا میشن
-اها... این همون رابظه ی نا مش*روع نیست؟
+نهههههههههععهععههههههههههههههههههه
-هههه. شوخی کردم بابا بیا بریم استراحت کنیم.
کاتسوکی ایزوکو رو بغل میکنه و روی تخت میبره و اروم درازش میکنه ولی از اونجایی که میترسه ایزوکو راحت نباشه براش بالش و پتوی مخصوص میگیره و ایزوکو رو از پشت بغل میکنه و سرش رو توی موهاش فرو میبره و اروم اروم زمزمه میکنه و به خواب میرن
- ایزوکو. ایزوکوی من. ممنونم. ممنونم. ممنونم
و حتی گاهی اوقات توی خواب هم اسم ایزوکو رو زمزمه میکنه
- ۴۳.۳k
- ۲۲ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط