{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p7

...آره مطمئنم.



کوک:باشه.



ویو کوک:


صبح بود بیدار شدم دکمه های لباسم باز بود اونا رو بستم دیدم یه خانومی از قبل بیدار شده(منظور ا/ت) صبحونرم آماده کرده. رفتم گفتم...


کوک:

صبح بخیر بیبی.


ا/ت:

صبح بخیر عشقم



داشتیم فیلم رو میدیدیم ا/ت گفت:



ببینم پدر مادرت کجان؟



کوکی:


اونا امشب و فردا رو نیستن.



ا/ت:


چرا؟




کوکی:



نمیدونم نپرسیدم.



ا/ت:


عاها


کوکی:

امشب رو کجا بخوابیم؟



ا/ت:

خب معلومه تخت😑در ضمن من رو تخت میخوابم تو رو مبل.



کوک:


چرا؟اگه اینطوریه تنبیهی.


ا/ت:


چه تنبیهی؟



کوک:


رو تخت.



ا/ت:


ترو جون عمت😒


ویو ا/ت:


خلاصه شب ساعت ۱۱ بود میخواستیم بخوابیم کوک گفت...



کوک:


گفته بودم که تنبیهی.


ا/ت:


نخییررر نیستمممم.



کوکی:


اگه نیستی منم دوست پسرت نیستم.


ا/ت:

اییش باشع😐


خلاصه با کلی کار منحرفانه
خوابیدیم😂


ویو کوک:


صبح شد بیدار شدم...


این پارت هم تمومه پارت بعد الان میزارم
دیدگاه ها (۴)

سیلام بریم برای پارت گذاری ؟!فایتینگ🔮رمان:«استاد من»Part:1وی...

🖤 عروس مافیا | پارت سومساعت ۶ صبح | عمارت جونگ‌کوکتق تق تق!ج...

که یهو رستوران منفجر شدکوک دست ا. ت رو گرفت و آز رستوران خار...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

سناریو بونتن پارت۶

سرنوشت پارت (۱۲)

چند پارتیـــــــــ🩷🍼ـــــــــوقتی میخوای خبر بارداریتو بهش ب...

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

پارت ۱۱

فیک کوک فصل ²پارت ⁶ویو لناقرار بود امشب من کوک رو بعد از مدت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط